روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٥٤ - ترجمه
درويشى را.فرّاء و زجّاج گفتند:سدنه و خدم بتان بودند.بعضى ديگر گفتند:
غوات و مضلاّن بودند از مردمان.بعضى دگر گفتند:شريك ايشان بودند در نعمت.بعضى دگر گفتند:شريك ايشان بودند در شرك.
لِيُرْدُوهُمْ ؛تا هلاك كنند ايشان را.و الرّدى؛الهلاك،و الإرداء؛الاهلاك، يقال:ردى يردى ردى و أردى غيره و تردّى إذا هلك،و مرداة گويند سنگى بزرگ را كه از كوه به زير آيد،و«لام»غرض است،و گفتهاند:عاقبت راست،و دين ايشان بر ايشان بپوشند بر وجه اضلال و اغواء. وَ لَوْ شٰاءَ اللّٰهُ مٰا فَعَلُوهُ ؛اگر [خداى] [١]خواستى نكردندى به آن معنى كه اگر[١١٧-ر]خداى خواستى ايشان را منع كردى به جبر،جز آنكه حكمت راه نداد [٢]در تكليف كه چنين كند.آنگه رسول را امر كرد،گفت:رها كن ايشان را به آن فريه كه مىكنند و آن دروغ كه مىگويند،و اين را معنى تهديد و وعيد باشد،كقوله: اِعْمَلُوا مٰا شِئْتُمْ [٣].
وَ قٰالُوا هٰذِهِ أَنْعٰامٌ وَ حَرْثٌ حِجْرٌ ،آنگه خبر داد از اعتقاد باطل و گفت محال ايشان را كه گفتند:اين«انعام»و چهار پايان و گشت و زرع كه براى اصنام خود كردند به زعم ايشان بر خويشتن حرام كردند.در«انعام»دوم گفتند:مراد بحيره و سايبه و وصيله و حام است،و(هى الانعام التي حرمت ظهورها)؛كه پشت ايشان بر خود حرام كردند،فقالوا:حمى ظهره،پشت خود حمايت كرد.و«انعام» سيم [٤]آن چهار پايان است كه ايشان بكشتندى و برآن نام خداى نبردندى.و معنى «حجر»حرام باشد،يقال:حجرت على فلان كذا إذا حرّمته عليه،و منه قوله:
حجرا محجورا [٥]أى حرام محرّما.و اصل«حجر»منع باشد،و حجر كعبه براى امتناع او،و حجر عقل براى آنكه مانع باشد از ناشايست،و حجر ثمود [را براى] [٦]عزّت و امتناع ايشان [٧]گفتند،و قال رؤبة:
[١] .اساس:ندارد،با توجّه به مج،وز افزوده شد.
[٢] .مل:ندادى.
[٣] .سورۀ فصّلت(٤١)آيۀ ٤٠.
[٤] .مج،وز،لت:سهام؛مل،آف:سيوم.
[٦] [٥] .سورۀ مطفّفين(٢٥)آيۀ ٢٢.
[٧] .مج،وز،لت:امتناعشان.