روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٧ - ترجمه
شدند.و وجهى دگر در«جعلنا»آن است كه به معنى تمكين و تخليت باشد،و روا باشد كه به معنى خذلان بود بر سبيل عقوبت،چنان كه [١]: وَ جَعَلْنٰا لَهُ نُوراً ، مأول است بر لطف و توفيق،و قوله: أَكٰابِرَ مُجْرِمِيهٰا ،جمع اكبر باشد،و مراد به «اكابر»رؤسااند،و اين را به مثابت است كرده است براى آن بر افاعل جمع كرد او را،و اگر صفت بودى جمع او بر فعل بودى كقوله: إِنَّهٰا لَإِحْدَى الْكُبَرِ [٢][٣]،و در جمع او أكابره و أصاغره آمده است چون:أحامره و أساوره [٤]،قال الشّاعر:
انّ الاحامرة الثّلاثة اهلكت
مالى و كنت بهنّ قدما مولعا [٥]
الخمر و اللّحم السّمين احبّه
و الزّعفران فقد أبيت مردّعا [٦]
و قوله: لِيَمْكُرُوا فِيهٰا ،«لام»عاقبت راست برآن تفسير كه داديم،كقوله:
لِيَكُونَ لَهُمْ عَدُوًّا وَ حَزَناً [٧] ،و نشايد تا«لام»غرض [٨]باشد براى آنكه مكر قبيح است و ارادت قبيح قبيح باشد،و اگر اين«لام»غرض [٩]بودى اين آيت مناقض آن[آيه] [١٠]بودى كه گفت: وَ مٰا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلاّٰ لِيَعْبُدُونِ ، [١١]براى آنكه چون غرض از خلق جنّ و انس عبادت باشد آنگه گويد:بعضى را براى مكر و كفر آفريدم اين مناقضه باشد،پس معنى آن است كه ايشان را براى طاعت آفريدم و لكن چون اختيار بد داشتند عاقبت و مآل ايشان به اين انجامد [١٢].آنگه حقتعالى [١٣]در آيت آنچه مقوّى و مبيّن اين است بازنمود و گفت: وَ مٰا يَمْكُرُونَ إِلاّٰ بِأَنْفُسِهِمْ ،گفت:اين مكر و خديعت جز با خويشتن نمىكنند و نمىدانند كه چنين است براى آنكه وبال آن و عقاب آن به
[٣] [١] .اساس:ندارد،با توجّه به مج،وز افزوده شد.
[٢] .سورۀ مدّثّر ٧٤ آيۀ ٣٥.
[٤] .اساس:اصادره،با توجّه به مج،وز تصحيح شد.
[٥] .اساس:موالعا،با توجّه به مج،وز تصحيح شد.
[٦] .كذا:در اساس و همۀ نسخه بدلها؛لسان العرب(٢٠٩/٤):بالزعفران،فلن أزال مولّعا.
[٧] .سورۀ قصص(٢٨)آيۀ ٨.
[٩] [٨] .مج،وز:عرض.
[١٠] .اساس:ندارد،با توجه به مج افزوده شد.
[١١] .سورۀ الذّاريات(٥١)آيۀ ٥٦.
[١٢] .مج،وز،مل،لت:انجاميد.
[١٣] .مج،وز،مل+هم.