روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٤٨ - ترجمه
أُبَلِّغُكُمْ رِسٰالاٰتِ رَبِّي ،هم حكايت قول [١]نوح است-عليه السّلام-كه با قوم مىگويد،گفت:مىرسانم [٢]به شما پيغامهاى خداى،ابو عمرو تنها خواند:
ابلغكم به تخفيف«لام»من الابلاغ و باقى قرّاء به تشديد«لام» [٣]من التّبليغ،و هر دو به يك معنى باشد جز كه در تبليغ مبالغتى باشد زيادت.و«بلغ»فعلى باشد متعدّى به يك مفعول چون«همزه»يا [٤]تضعيف العين در او آرند متعدّى شود به دو مفعول.و قرآن به ابلاغ و تبليغ ناطق است في قوله تعالى: فَإِنْ تَوَلَّوْا فَقَدْ أَبْلَغْتُكُمْ [٥]، و قوله: يٰا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ [٦].و ابلاغ ايصال چيزى باشد كه در او بيان و افهام بود و بلاغت از اينجاست و اين ايصال [٧]معنى باشد به دل [٨]در نكوصورتى [٩]از لفظ،و بليغ منشئ بلاغت باشد.و رسلات جمع رسالت باشد،و براى آن جمع كرد آن را كه در او انواع و ضروب باشد از ترغيب و تحذير و وعده [١٠]و وعيد و مواعظ و زواجر و حلال و حرام و حدود و احكام. وَ أَنْصَحُ لَكُمْ ،و نصيحت مىكنم شما را، و نصيحت اخلاص نيّت باشد از شايب فساد من قولهم:ابيض ناصع،اى خالص، لقرب مخرج«الحاء»من«العين»و النّصوع و النّصوح،الخلوص،و النّصح، خلاف الغشّ.و قوله: وَ أَعْلَمُ مِنَ اللّٰهِ مٰا لاٰ تَعْلَمُونَ [١١]،و من از خداى آن دانم كه شما ندانى [١٢].اين بر سبيل تحريض [١٣]است ايشان را براى طاعت [١٤]و زجر از معصيت،براى آنكه گفت:من عالمم به عواقب طاعت و معصيت باعلام اللّه تعالى ايّاى،من دانم كه خداى تعالى با مطيعان چه خواهد كردن و عاصيان را
[١] .مل:قوم.
[٢] .مل:من رسانم.
[٣] .آن+خواندند.
[٤] .وز،مل،لت:با.
[٥] .سورۀ هود(١١)آيۀ ٥٧.
[٦] .سورۀ مائده(٥)آيۀ ٦٧.
[٧] .وز:اتّصال.
[٨] .وز:بدل.
[٩] .مل،لت:نيكوتر.
[١٠] .وز،مل،لت:وعد.
[١١] .سورۀ اعراف،آيه ٦٢.
[١٢] .آج،لب:ندانيد.
[١٣] .لب،بم:تحريص.
[١٤] .وز،مل،آج،لب:بر طاعت.