روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٥١ - ترجمه
و قد علتني ذرأة بادي بدي
و رثية [١]تنهض في تشدّد
يقال:ذرأت لحيته اذا شابت،و ذرت [٢]الرّيح التّراب إذا أثارته و طعنه فأذراه اذا ألقاه و ذروة الجبل اعلاه،و حرث هم زرع باشد و هم كشتزار،و منه قوله: نِسٰاؤُكُمْ حَرْثٌ لَكُمْ [٣]،و الانعام؛المواشي،چهارپاى باشد از اشتر [٤]و گاو و گوسپند،واحدش نعم باشد،گفتند:براى نعمت و طيئ را.ذوات الظّلف و الخفّ را أنعام خواند بخلاف ذوات الحافر. فَقٰالُوا هٰذٰا لِلّٰهِ بِزَعْمِهِمْ ،گفتند:اين نصيب خداى راست،و اشارت به«هذا»به نصيب است. وَ هٰذٰا لِشُرَكٰائِنٰا ؛و اين نصيب ديگر انبازان ما راست،يعنى بتان را.و براى آن بتان را انبازان ايشان خواند[به آنكه ايشان آن را به انبازان خداى كردند،يعنى انبازانى كه ايشان فروداشتند ،و گفتند:براى آن انبازان ايشان خواند] [٥]آن را كه مال به مشرك و انبازى كردند ميان خداى و ايشان [٦].
مفسّران گفتند:سبب نزول آيت آن بود كه مشركان چيزى كه ايشان را دادنى بودى از نذرى كه كرده بودندى و جز آن،بر دو قسمت نهادندى گفتندى:
اين يك قسمت خداى راست به زعم و دعوى ايشان و الّا بر حقيقت همه خداى راست [٧].كسائى خواند:بزعمهم،به ضمّ«زا»در هر دو جاى،و باقى قرّاء «بزعمهم»خواندند به فتح«زا»،آنگه اگر چنان بودى كه از نصيب خداى تعالى [٨]چيزى در نصيب اوثان افتادى رها كردندى،و اگر از نصيب بتان چيزى در نصيب خدا افتادى با جاى نهادندى و روا نداشتندى گفتندى:خدا توانگر است و اينان درويشاند،نشايد كه از نصيب اينان چيزى در نصيب او افتد.آنگه آنچه نصيب اوثان بودى به درويشان دادندى،و آنچه نصيب خداى بودى به مهمانان
[١] .لت:وريثة.
[٢] .اساس:ذرأت،با توجّه به مج،وز تصحيح شد.
[٣] .سورۀ بقره(٢)آيۀ ٢٢٣.
[٤] .مج،وز،مل:شتر.
[٥] .اساس:ندارد،با توجّه به مج،وز افزوده شد.
[٦] .آج،لب+و.
[٧] .مج،وز،مل،لت+و.
[٨] .مج،وز،مل،لت:جلّ جلاله.