روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٤٦ - ترجمه
پرستديدى [١]؟گفت:كان يعبد تيسا،بز نر بزرگ داشت [٢]آن را پرستيدى [٣].و عبد اللّه عبّاس و عبد اللّه مسعود و بكر بن عبد اللّه و شعبى و ضحّاك و ابن ابي اسحاق خواندند:«و يذرك و الهتك [٤]»،و اين را دو معنى گفتند،يكى آنكه:و عبادتك من قولهم:اله يأله آلهة،أى عبد،و منه الإله المستحقّ للعبادة تو را رها كند و عبادت[تو] [٥]،تو را نپرستد-چنين كه ديگران مىپرستند-و قولى دگر[آنكه] [٦]:
مراد به الهه آفتاب است من قول الشّاعر [٧]:
تروّحنا من الدّهناء قصرا [٨]
و اعجلنا الإلهة ان تئوبا
و يروى أن تغيبا [٩]،اى الشّمس و براى[آن] [١٠]به او اضافت كرد كه آفتاب پرستدى [١١]،فكانّه قال:و يذرك و معبودك.و بعضى دگر گفتند:به«آلهة»اله خواست جز كه«تا»ى تأنيث در او بود،چنان كه ايشان گويند:ولدتى و كوكبتي و هو اهلة ذلك قال الرّاجز [١٢]:
يا مضر الحمراء انت اسرتي
و انت ملجاتي و انت ظهرتي
فرعون جواب داد كه: سَنُقَتِّلُ أَبْنٰاءَهُمْ .اهل حجاز«سنقتل»خواندند به تخفيف من القتل،و باقى قرّاء به تشديد من التّقتيل لكثرة الفعل،و براى آنكه قوّت موسى -عليه السّلام-ديده بود و علوّ كلمۀ او دانسته كه [١٣]به او چيزى نتواند كردن،گفت:
هم با سر آن كار شويم كه به اوّل مىكرديم از كشتن پسران بنى اسرائيل و رها كردن دختران،چه آن سالها كه او را خبر دادند كه در اين سال مولودى آيد كه ملك تو بر دست تو [١٤]بشود. [١٥]او بفرمود تا كودكان نرينه را مىكشتند [١٦]-چنان كه قصّۀ آن
[١١] [٣] [١] .مج،وز،مل،لت،آج،لب:پرستيدى.
[٢] .مج،وز:بزى بزرگ داشت،مل،بم:بزى نر داشت.
[٤] .وز،مل،آج،لب:الهتك.
[١٠] [٦] [٥] .اساس:ندارد،با توجه به مج،مل وز افزوده شد.
[١٢] [٧] .مج،وز،مل+شعر.
[٨] .آج:عصرا.
[٩] .اساس،آن:يغيبا،با توجه به مج،وز تصحيح شد.
[١٣] .مج،وز،مل:دانست كه.
[١٤] .مل،آج،لب،لت:دست او.
[١٥] .آج،لب:برود.
[١٦] .مج،وز،مل:مىكشند.