روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٤٣ - ترجمه
زنان نكوروى.ابليس به نزديك مردى آمد از اهل سهل در صورت غلامى [١]،گفت:
مرا كسى [٢]مىبايد تا خدمت او كنم.مرد گفت [٣]:خواهى پيش من آى و خدمت من كن تا مزدت مىدهم [٤].گفت [٥]:نيك آيد و پيش او رفت و خدمت او مىكرد و گوسپندان [٦]او مىچرانيد.روزى بايستاد و نى بساخت-اعنى يراع و پيش او [٧]كس ساخته نبود [٨]-و بزد [٩].مردم آوازى [١٠]شنيدند كه هرگز نشنيده بودند [١١].هر روز جماعتى بر او [١٢]آمدندى و سماع آن نى كردندى و خبر به اهل جبل رسيد كه مردى هست در سهل كه چيزى بساخته است كه ازآنجا آوازى خوش مىآيد.
ايشان را عيدى بودى كه هر سال يكبار به آن عيد از شهر بيرون شدندى و زنان خود را بياراستندى و مردان به تماشا و نظاره برون رفتندى [١٣]بر عادتى كه ايشان را بود.در اين عيد تنى چند از اهل كوهستان بيامدند تا نظارۀ عيد كنند[١٦١-ر]و آواز اين نى بشنوند،آن زنان را ديدند و [١٤]جمال ايشان،تعجّب [١٥]فروماندند [١٦].
برفتند و اهل كوهستان را خبر دادند از جمال زنان ايشان،جماعتى بيامدند و به اين زمين انتقال كردند و با ايشان اختلاط و صحبت كردند و زنان با ايشان مايل شدند از جمالشان فاحشه در ميان ايشان آشكارا شد [١٧]،و هو [١٨]قوله تعالى: وَ لاٰ تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجٰاهِلِيَّةِ الْأُولىٰ [١٩].عبد اللّه عبّاس گفت [٢٠]:آدم وصيّت كرده بود
[١] .آج،لب+و.
[٢] .مج،وز،مل:كس.
[٣] .مل+اگر.
[٤] .آج،لب:من دهم.
[٥] .مل:ابليس- عليهاللعنه-گفت.
[٦] .مل،آن،آج،لب،آف:گوسفندان.
[٧] .مل:پيش از وى.
[٨] .مل:نساخته بود.
[٩] .مل:آن نى بزد.
[١٠] .آن:آوز او.
[١١] .مج،وز،لت:شنيده نبودند.
[١٢] .مج،وز:برو.
[١٣] .مل،آج،لب،آف،لت:بيرون.
[١٤] .مج،وز،لت+از،مل+صورت.
[١٥] .مج،وز،مل:به تعجّب.
[١٦] .مج،وز،لت+و.
[١٧] .آج،لب:پيدا شد.
[١٨] .مل:و هى.
[١٩] .سورۀ احزاب(٣٣)آيۀ ٣٣.
[٢٠] .مج،وز،مل،لت+كه.