روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٤٣٣ - ترجمه
نابينا و گوشها كر.
عطا گفت:ازآنپس كعب الأحبار را ديدم،گفتم [١]:خبر ده مرا به صفت رسول-عليه السّلام-در تورات.هم اين گفت [٢]حرفى كم نگفت [٣]،جز كه كعب بيفزود و به لغت ايشان گفت:قلوبا [٤]غلوفيا [٥]و آذانا صموميا [٦]و أعينا عموميا [٧]،و گفت:مولد او به مكّه باشد و هجرت او به طابه [٨]باشد و ملك او به شام باشد و امّت او حمّادان [٩]و حمدكنندگان باشند،بر همه حال شكر خداى كنند و دست و پاى خود را وضو كنند و جامه از ساق برگيرند و ساق برهنه كنند تا نيمه پاكيزگى را،مراقبت آفتاب كنند براى نماز،و هركجا نماز دريابد ايشان را آنجا نماز كنند،صفّ ايشان در نماز چنان باشد كه صفّ ايشان در قتال،آنگه بر خواند: إِنَّ اللّٰهَ يُحِبُّ الَّذِينَ يُقٰاتِلُونَ فِي سَبِيلِهِ صَفًّا كَأَنَّهُمْ بُنْيٰانٌ مَرْصُوصٌ [١٠].
و راوى خبر گويد[٢٠٤-پ]كه:أبا مالك را پرسيدم از صفت رسول -عليه السّلام-در تورات-و او مردى بود كه علم تورات دانست-گفت:صفت او در كتاب بني هارون كه مبدّل و مغيّر نيست اين است كه:احمد از فرزندان اسماعيل بن ابراهيم باشد،و او آخر پيغامبران است،و او پيغامبر عربى است دين ابراهيم دارد و ازار در ميان [١١]بندد و اطراف خود بشويد،در چشم او سرخى باشد.از ميان دو كتف او مهر نبوّت باشد مانند سر پاورنجن [١٢]،دراز دراز نباشد و كوتاه كوتاه نباشد.گليم در پوشد و به اندك قناعت كند،و بر خر نشيند و در
[١] .آج،لب+كه.
[٢] .مج،وز،مل،لت+كه،آن+و.
[٣] .مج،وز،مل،لت:حرفى كم نكنم.
[٤] .اساس:ملوما،آج،لب:فلونا،با توجّه به مج،وز تصحيح شد.
[٥] .اساس:علومنا،آج،لب:علوفنا،و،مل:قلوفيا،با توجّه به مج،وز تصحيح شد.
[٦] .مج،وز:صوميا،مل،لت:صموميا.
[٧] .مج،وز،مل،لت،آف:عموميا.
[٨] .مل:طيبه.
[٩] .آج،لب:حامدان.
[١٠] .سورۀ صف(٦١)آيۀ ٤.
[١١] .آج،لب+خوذ.
[١٢] .آج،لب:پابرنجن.