روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٩٩ - ترجمه
لنهتدى [١]،بلا واو،و در مصاحف اهل شام«واو»نيست،گفتند:براى آنكه اين جمله ملتبس است به آن جمله از«واو»مستغنىاند،چنان كه گفت: سَيَقُولُونَ ثَلاٰثَةٌ رٰابِعُهُمْ كَلْبُهُمْ [٢]،و باقى قرّاء به«واو»خواندند و گفتند:دو جمله است، يكى بر يكى معطوف [٣]از«واو»گريز نباشد،و اين بهتر است چه آيت سورة الكهف التباس صفت و موصوف دارند و اين جا آن التباس نيست الّا على تعسف،و ابو عمر و خواند:اورثّموها [٤]به ادغام«تا در ثا» [٥]براى آنكه دو حرف مهموساند و متقارب المخرج.
وَ نٰادىٰ أَصْحٰابُ الْجَنَّةِ ،آنگه حقتعالى حكايت كرد از گفتار كه [٦]ميان اهل بهشت و اهل دوزخ رود،[ندا كنند اهل بهشت اهل دوزخ را] [٧].و براى آن به لفظ ماضى گفت و اگرچه معنى در مستقبل خواهد بود ايذانا و اعلاما بأنّ ذلك لا محالة واقع كائن فكأن قد،براى آنكه تا بازنمايد كه از قوّت آن [٨]را كه اين لابد بخواهد بود [٩]،گفت:پندارى كه ببود [١٠]،گفت آواز دهند بهشتيان دوزخيان را و گويند:ما آنچه خداى [١١]ما را وعده داد يافتيم بهدرستى و حقّى شما يافتى [١٢]آنچه خداى شما را وعده داد بهدرستى [١٣]،و اين بر سبيل تهكّم و استهزاء و شماتت گويند.ايشان جواب دهند كه:«نعم»آرى يافتيم و حق و صدق است.
كسائي خواند اين جا و در«شعراء»و«الصّافّات»:«نعم»به كسر«عين»،
[١] .اساس،آج،لب،آف:بما كنّا نهتدي،با توجه به مج،وز تصحيح شد.
[٢] .سورۀ كهف(١٨)آيۀ ٢٢.
[٣] .مج،وز،مل،لت:دو جمله است معطوف يكى بر يكى.
[٤] .اساس و ديگر نسخه بدلها بجز وز:اورثتموها،با توجه به وز تصحيح شد.
[٥] .مج:«ثا»در«تا»،وز:«ثا»در«ثا».
[٦] .مل:گفتارى كه.
[٧] .اساس:ندارد،با توجه به مج،وز افزوده شد.
[٨] .مج،وز+كاد.
[٩] .مج،وز:نخواهد بودن.
[١٠] .مج،وز:پندار كه نبود.
[١١] .مج،وز،لت+ما.
[١٢] .مج،وز،آج،لب،آف:يافتيد.
[١٣] .وعده دادند رستيد.