روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٢ - ترجمه
قوله: وَ تَمَّتْ كَلِمَةُ رَبِّكَ صِدْقاً وَ عَدْلاً ،كوفيان و يعقوب خواندند: كَلِمَةُ رَبِّكَ بر توحيد،و باقى قرّاء خواندند:«كلمات ربّك»،على الجمع،و اين جمع سلامت باشد.مفسّران گفتند:مراد به«كلمه»و«كلمات»وعد است،و وعيد كه خداى تعالى كرد به ثواب و عقاب كه در آن تغيير و تبديل نباشد. صِدْقاً وَ عَدْلاً ، به راستى و داستان [١]،و آن دو [٢]مصدر است در معنا حال،أى صادقة عادلة چنان كه گفت: قُلْ أَ رَأَيْتُمْ إِنْ أَصْبَحَ مٰاؤُكُمْ غَوْراً [٣]،أى غائرا،و بعضى مفسّران گفتند:مراد به كلمات شرايع است،و قول اوّل درست است [٤]براى آنكه شرايع را نسخ در او شود،و خداى تعالى گفت مبدّلى نباشد كلمات او را،مگر آنان كه اين قول گفتند تأويل كنند بر آنكه:(لا مبدل لكلماته غيره)،بدلكننده نباشد كلمات شرايع او را مگر او،و با قول اوّل كلام بر ظاهر خود باشد و حاجت نبود به تقدير محذوفى،و كلمه يك سخن باشد و كلمات و«كلم»جمع او باشد بر قول بعضى نحويان،و سيبويه گفت:«كلم»جمع كلمه نباشد كه حروف جمع بايد كه بيشتر از حروف واحد باشد،اين از باب تمر و تمره باشد،و«كلمه»كنايت باشد از جمله كلام بسيار چنان كه گويند:كلمة زهير،أى قصيدته،و كلمة قيس،أى خطبته،و قوله: وَ تَمَّتْ كَلِمَتُ رَبِّكَ الْحُسْنىٰ عَلىٰ بَنِي إِسْرٰائِيلَ [٥]،گفتند:آن وعده خواست كه داد ايشان را من قوله: وَ نُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ [٦]الآية،و مجاهد گفت في قوله تعالى: وَ أَلْزَمَهُمْ كَلِمَةَ التَّقْوىٰ [٧]،كه آن كلمه گفتن لاالهالاّاللّه است،و بر اين تفسير دادند آن را كه گفت: إِلَيْهِ يَصْعَدُ الْكَلِمُ الطَّيِّبُ ، يعنى لا إله الا الله، وَ الْعَمَلُ الصّٰالِحُ يَرْفَعُهُ [٨]،أى(الصلوات الخمس)،و حقيقت
[١] .مج،وز،مل:راستان.
[٢] .مج،وز،مل:واو در او.
[٣] .سورۀ ملك(٦٧)آيۀ ٣٠.
[٤] .مل:درستتر است،چاپ شعرانى(٤١/٥):درست نيست.
[٥] .سورۀ اعراف(٧)آيۀ ١٣٧.
[٦] .سورۀ قصص(٢٨)آيۀ ٥.
[٧] .سورۀ فتح(٤٨)آيۀ ٢٦.
[٨] .سورۀ فاطر(٣٥)آيۀ ١٠.