روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٢٨ - ترجمه
قيام و معاونت كس حاجت نيست.و ساحر جادو باشد،و رمّاني گفت:حدّ سحر حيلتى لطيف باشد و در اظهار او [١]اعجوبه كه ايهام معجز افگند.و ازهري گفت:سحر صرف چيزى باشد از حقيقت خود با غير آن،و اصل او از [٢]خفا و پوشيدگى باشد-چنان كه در سورة البقره بيان كرديم،و منه السّحر للرّية و السّحر للظّلمة.و بعضى دگر گفتند:سحر من قولهم:سحر المطر الارض يسحرها سحرا اذا قلّبها و قلع شجرها،قال ذو الرّمّة في صفة السّراب [٣]:
و ساحرة السّراب من الموامي
ترقّص في نواشرها الاروم
پس آن را براى آن سحر خواندند و او را ساحر كه گفتند:آن كار به خلاف آن است كه او مىنمايد.و عصا به صورت اژدها و أسمر به لون ابيض.
يُرِيدُ أَنْ يُخْرِجَكُمْ مِنْ أَرْضِكُمْ بِسِحْرِهِ [٤] ،مىخواهد كه [٥]شما را كه جماعت قبطيانى [٦]از زمين مصر بيرون كند به سحر و جادويش.و اين براى آن گفتند كه او گفت: فَأَرْسِلْ مَعِيَ بَنِي إِسْرٰائِيلَ [٧]،بنى اسرائيل را با من بفرست.گفتند:لشكر مىخواهد،و مىخواهد تا جماعتى بسيار[١٨٠-ر]را از ما جدا كند و ايشان را لشكر خود سازد و با ايشان بر ما خروج كند.
فَمٰا ذٰا تَأْمُرُونَ ،[چه فرمايى.موضع«ما»از اعراب محتمل است دو وجه را:يكى رفع چون به معنى الّذي باشد،و التقدير:فما الّذي تأمرون] [٨]به،و نيز محتمل است نصب را على تقدير:فأىّ شىء تأمرون به [٩]،و در آنكه اين كلام كيست خلاف كردند.بعضى گفتند:كلام ملأ قوم فرعون است كه با يكديگر گفتند،و اين اولىتر و لا يقتر است به ظاهر كلام.و قولى ديگر آنكه:كلام فرعون است و در كلام فرعون يُرِيدُ أَنْ يُخْرِجَكُمْ قول مضمر است.
[٩] [٢] [١] .مج،وز،مل:ندارد.
[٣] .مج،وز،مل+شعر.
[٤] .سورۀ شعراء(٢٦)آيۀ ٣٥.
[٥] .مج،وز،مل،لت:تا.
[٦] .مج،وز،مل:قبطيانيد.
[٧] .سورۀ اعراف(٧)آيۀ ١٠٥.
[٨] .اساس:ندارد،با توجه به وز،مل افزوده شد.