روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١١٣ - ترجمه
ابن عامر و اهل كوفه خواندند:«قيما»به كسر«قاف»و فتح«يا»مخفّف على وزن فعل،و باقى قرّاء به فتح«قاف»و كسر«ياى»مشدّد.و امّا قرائت عامّۀ قرّاء وزن او فعيل باشد من قام يقوم و آن بناء مبالغه باشد،اى بليغ الاستقامة و كذلك القيّوم [١]و القيّام،و امّا قرائت كوفيان«قيّم»على وزن فعل باشد[١٣١-ر] از بناء مصادر است كالشّبع و العوج،و عوج نقيض قيم باشد و حمل النّقيض على النّقيض دور نباشد،جز آن است كه بر اصل نيامد به«واو»چون عوج و حول و عوض و مخالف قياس آمد،كما قالوا:جياد فى جمع جواد و الاصل جواد كالطّوال. مِلَّةَ إِبْرٰاهِيمَ ،بدل دينا قيما است،و«حنيفا»نصب او بر حال است و معنى او گفته شده است چند جاى،و«ملّت»شريعت باشد و اشتقاق او من الاملال و الاملاء باشد كه رسول-عليه السّلام-املا كند آنچه به سمع توان دانستن از شرايع تا از او بنيوشند [٢]يا ياد گيرند و براى آن تخصيص كرد ابراهيم را-عليه السّلام-تا عرب راغبتر باشند اجابت و متابعت او كه ايشان از فرزندان ابراهيم بودند.و فرق ميان دين و ملّت آن است كه دين عامتر است از ملّت،براى آنكه آن در عقليّات و شرعيّات استعمال كنند و اين در شرعيّات باشد دون عقليّات چنان كه بيان كرديم من الاملال،و ازآنجا گويند:دينى دين الملائكة و لا يقال ملّتى ملّة الملائكة.و اصل حنف ميل باشد،و الحنيف المائل الى الاسلام ميلا لازما.
قال الزّجّاج و قيل الاستقامة،و احنف هم مايل الاصابع باشد و هم آنكه جملۀ پاى او به زمين ننشيند. وَ مٰا كٰانَ مِنَ الْمُشْرِكِينَ ،يعنى ابراهيم-عليه السّلام- از جملۀ مشركان نبود. آنگه گفت:بگوى اى محمّد كه نماز من. وَ نُسُكِي ،در او سه قول گفتند:سعيد جبير و مجاهد و قتاده و سدّى و ضحّاك گفتند مراد ذبيحه است كه براى حج و عمره كشى [٣]و حسن بصرى گفت:مراد دين است.زجّاج و جبّايى گفتند:عبادتي،و قول اوّل از روى لغت قريبتر است و بر توسّع در دگر
[١] .اساس،آج،لب:اليقوم.
[٢] .مج،وز،مل،لت:بنويسد.
[٣] .مج،وز،مل،آج،لب،لت:كشتى.