روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٦٥ - ترجمه
تحكّم كردند كه:يا موسى ما چه دانيم كه حال برادران و خويشان ما چيست كه ما ايشان را نمىبينيم؟موسى-عليه السّلام-دعا كرد تا آن آب كه به شكل ديوار بود طاق طاق شد تا آنان كه به آن [١]طرف بودند مىنگريدند و اين گروه را كه به اين طرف بودند مىديدند.
چون اينان همه از دريا بر آمدند و فرعون و قومش در دريا حاصل شدند، خداى تعالى بفرمود تا آن طاقهاى آب بر هم زدند و دريا به آب مطبّق شد و ايشان جمله غرق شدند.چون برآمدند،گفتند:يا موسى ما چه ايمن باشيم كه فرعون هلاك نشد [٢]بجست يا او را برهانيدند و فردا با ما گردد.خداى تعالى فرعون را با چهارصد من آهن سلاح كه با خود [٣]داشت بر سر آب آورد تا ايشان بديدند او را.
اينهمه آيات و نعمت خداى ديده [٤]،چون بر آمدند بر كنار دريا گروهى را ديدند بتپرستان،بتان در پيش نهاده آن را سجده مىكردند،موسى را گفتند:يا موسى، ما را نيز خدايى پيدا كن چنان كه ايشان را خدايانند، وَ جٰاوَزْنٰا ،[و] [٥]بگذرانيديم [٦]بنى اسرائيل را به دريا،يقال:جاوزت بفلان مكان كذا فتجاوز.«بحر»مفعول اوّل است و«بنى اسرائيل»مفعول دوم.فأتوا،آمدند بر گروهى [٧]كه ايشان عكوف و اقبال كرده بودند بر بتانى كه ايشان را بودند [٨]گفتند:يا موسى ما را نيز خدايى كن چنان كه ايشان را هست[١٨٨-پ].
حمزه و كسايى و خلف خواندند:«يعكفون»به كسر«كاف»،و باقى قرّاء «يعكفون»به ضمّ«كاف»،و اين دو لغت است،مثل:يفسقون و يفسقون.و اشتقاق و اصل«بحر»از سعت و فراخى باشد،و منه البحر الّذي هو الشّقّ،و منه البحيرة للنّاقة المشقوقة الاذن.و«صنم»آن باشد از بتان كه مصوّر باشد،و
[١] .مج:اين.
[٢] .مج،وز:نشده باشد،آن+يا.
[٣] .مج،وز،مل،لت:بر خود.
[٤] .آج،لب:خداى كه بديدند.
[٥] .اساس:ندارد،با توجه به مج،وز افزوده شد.
[٦] .اساس:بگزرانيديم،با توجه به مج،وز تصحيح شد.
[٧] .مل+ عَلىٰ قَوْمٍ يَعْكُفُونَ عَلىٰ أَصْنٰامٍ لَهُمْ .
[٨] .مل+ قٰالُوا يٰا مُوسَى اجْعَلْ لَنٰا .