روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٥٨ - ترجمه
و قال سويد بن عامر [١]:
و الخير و الشّرّ مقرونان في قرن
بكلّ ذلك يأتيك الجديدان
چون [٢]آدم با پايه و منزلت او تا اينهمه رنج نبرد يك لقمه حلال در دهن ننهاد،تو مىخواهى تا بىرنج حلال به دست آرى!به رنج به دست آيد و مجاهدت و مكابدت،كه:طلب الحلال جهاد.آنگه در حال [٣]پدرت آدم انديشه نكنى [٤]كه به يك ترك مندوب موجب خروج او شد از بهشت،تو مىپندارى كه ترك چندين واجبات و ارتكاب چندين مقبّحات موجب دخول تو خواهد بود [٥]به بهشت!اينت انديشۀ خطا [٦]كه تو كردهاى،بيتهاى محمود ورّاق همانا گفته شده است يا نه؟آنكه مىگويد:
يا ناظرا ترنو [٧]بعينى راقد
و مشاهدا للأمر غير مشاهد
منّتك نفسك ضلّة فأبحتها
سبل الرّجاء و هنّ غير قواصد
تصل الذّنوب الى الذّنوب و ترتجي
درك الجنان بها و فوز العابد
و نسيت أنّ اللّه اخرج آدما
منها الى الدّنيا بترك واحد
و اگر در اين دفتر فصلى مكرّر شود به سهو يا بيتى،عيب نبايد كردن كه خداى تعالى در قرآن قصّه هر پيغامبرى اند بار مكرّر كرد [٨]با آنكه كتاب يكى است،و اين دفتر مجلّدات بسيار است،باشد كه همۀ مجلّدات بهيكبار حاضر نباشند [٩]،تا [١٠]نويسنده معذور دارند در اين معنى.
وَ نٰادٰاهُمٰا رَبُّهُمٰا ،خداى تعالى ايشان را ندا كرد بر سبيل عتاب:نه من شما را نهى كردم از اين درخت!و نه بگفتم كه شيطان شما را دشمنى است آشكارا
[١] .مج،وز+شعر.
[٢] .مج،وز،مل،لت:پدرت.
[٣] .مج،وز،مل:آنگاه حال.
[٤] .مل:آدم ياد نكنى.
[٥] .مج،وز،لت:خواهد بودن.
[٦] .آج،لب:خطاى.
[٧] .مل:ترنوا.
[٨] .مج،وز،مل:كرده.
[٩] .مج،وز،مل،لت:نباشد.
[١٠] .اساس:يا،با توجه به مج،وز تصحيح شد.