روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٠٥ - ترجمه
روى به اهل دوزخ كنند و ايشان را بر سبيل تقريع و ملامت گويند: مٰا أَغْنىٰ عَنْكُمْ جَمْعُكُمْ وَ مٰا كُنْتُمْ تَسْتَكْبِرُونَ [١]،آنگه اشارت به اين مستضعفان كنند و گويند:
اينان آناناند كه شما در دنيا سوگند مىخوردى [٢]كه خداى بر اينان رحمت نكند؟، و ذلك قوله: أَ هٰؤُلاٰءِ الَّذِينَ أَقْسَمْتُمْ لاٰ يَنٰالُهُمُ اللّٰهُ بِرَحْمَةٍ [١٥٢-پ]،آنگه اين مستضعفان را از خداى بخواهند و ايشان را گويند: اُدْخُلُوا الْجَنَّةَ لاٰ خَوْفٌ عَلَيْكُمْ وَ لاٰ أَنْتُمْ تَحْزَنُونَ [٣]،و آنچه مؤكّد اين حديث است حديث عمرو بن شيبه و ديگر راويان از صحابه و تابعين در آنكه اميرالمؤمنين على [٤]قسمتكننده باشد بين الجنّة و النّار،و عمرو بن شيبه روايت كند كه رسول-عليه السّلام-اميرالمؤمنين را گفت:
(يا علي كأني بك يوم القيمة و بيدك عصا عوسج تسوق قوما الى الجنة و آخرين الى النار) ،گفت:پندارى كه در تو مىنگرم كه فرداى قيامت عصايى از چوب عوسج به دست گرفته باشى و گروهى را به بهشت مىرانى و گروهى را به دوزخ و با دوزخ مقاسمه مىكنى كه:
(هذا لي و هذا لك خذيه فإنه من اعدائي و ذريه فانه من اوليائي) ،آن را [٥]دار كه از دشمنان است و اين را دست بدار كه از دوستان است.آنگه گفت:و اللّه كه آتش على را مطيعتر باشد ازآنكه بنده سيّدش را،و شاعر گويد: [٦]
علىّ حبّه جنّة قسيم النّار و الجنّة
وصىّ المصطفى حقّا امام الانس و الجنّة
قوله: يَعْرِفُونَ كُلاًّ بِسِيمٰاهُمْ ،همه را به سيما و علامت بشناسند از دوستان و دشمنان،[كه دوستان سپيد روى و سياه چشم باشند و دشمنان] [٧]سياه روى و ازرق چشم باشند.در خبر است كه حارث همدانى اميرالمؤمنين -على عليه السّلام- را گفت:يا اميرالمؤمنين !من از دو حالت مىترسم:يكى از وقت نزع و
[١] .سورۀ اعراف(٧)آيۀ ٤٨.
[٢] .مج،وز،مل،آج،لب:مىخوريد.
[٣] .سورۀ اعراف(٧)آيۀ ٤٩.
[٤] .آج،لب،آف+عليه السّلام.
[٥] .مج،وز:او را.
[٦] .مج،وز+شعر.
[٧] .اساس،آج،لب،بم،آف:ندارد،با توجه به مج،وز افزوده شد.