روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٤٢ - ترجمه
خٰالِدِينَ فِيهٰا ،اى مؤبّدين.نصب او بر حال باشد؛در آنجا هميشه باشند، إِلاّٰ مٰا شٰاءَ اللّٰهُ ،الّا آنچه خداى خواهد،در اين استثنا سه قول گفتند:بعضى گفتند مراد روزگار مقدّم است از وقت استحقاق عقاب تا به وقت معاقبت،آنگه حقتعالى آن را اسقاط فرمايد به تفضّل براى آنكه فايت شده باشد،و ثواب بخلاف اين باشد براى آنكه ثواب حقّ اوست [١]چيزى اسقاط نكند بل توفير كند برآن [٢]به تمام و كمال.
و قول دوم آن است كه: إِلاّٰ مٰا شٰاءَ اللّٰهُ ،من تبديل الجلود [٣]و تصريفهم في انواع العذاب.و معنى آن باشد كه ايشان در آنجا معذّب باشند على صفة واحدة،بر يك صفت الّا آنچه [٤]خداى خواهد كه حال بر ايشان بگرداند ازآنكه پوست ايشان بدل كند و عذاب ايشان به نوعى ديگر بدل كند.
و وجه سيّم [٥]آن است كه:«ما»به معنى«من»است،يعنى الّا آن را كه خداى خواهد كه از دوزخ برون آرد از جملۀ مؤمنان فاسق كه چون ايشان را به معصيت عقاب كرده باشد ايشان را به بهشت [٦]برد براى ثواب ايمان و طاعات ايشان. إِنَّ رَبَّكَ حَكِيمٌ عَلِيمٌ ؛خداى تو حكيم است آنچه [٧]كند از عذاب ايشان بر وجه حكمت و صلاح كند و عالم است به مقادير استحقاق ايشان عقاب او را و اجزا و تفاصيل آن.
وَ كَذٰلِكَ نُوَلِّي بَعْضَ الظّٰالِمِينَ بَعْضاً ،گفت:ما بازگذاريم [٨]بعضى ظالمان را با بعضى.در اين دو قول گفتند:يكى آنكه در باب نصرت و معونت ايشان را با يكدگر گزاريم [٩]و منع نكنيم ايشان را از آن،قول دوم آن است كه:
[١] .مل:حق بنده است.
[٢] .مج،وز:توفّر كند بر او.
[٣] .اساس:مج،وز،آج،لب،بم،آف،آن:الخلود،كه با توجّه به ضبط مل و لت و معنى جمله در چند سطر بعد تصحيح شد.
[٤] .مل:آنكه.
[٥] .مج،وز:سهام،مل،آف،لت:سيوم.
[٦] .آج،لب:به بهشت.
[٧] .مل:به آنچه.
[٨] .همۀ نسخه بدلها:بازگذاريم.
[٩] .همۀ نسخه بدلها بجز آن:گذاريم.