روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٦٦ - ترجمه
باشد.و«فرش»شتر كوچك،قال عنتره: [١]
ما راعني الّا حمولة اهلها
وسط الدّيار تسفّ حبّ الخمخم
و«فعوله»به فتح«فا»مذكّر و مؤنّث در او يكسان باشد،كالضّرورة و الفروقة،چون به معنى فاعل باشد و چون به معنى مفعول باشد فرق كنند ميان مذكّر و مؤنّث،كالحلوبة و الرّكوبة،و فرش را شاهد قول را جز است كه گفت: [٢]
اورثني [٣]حمولة و فرشا
أمشّها في كلّ يوم مشّا
و قال آخر:
و حوينا الفرش من انعامكم
و الحمولات و ربّات الحجل
و قولى ديگر آن است كه قتاده و ربيع و سدّى و ضحّاك گفتند:«حموله» اشتر و گاو باركش باشد و«فرش»گوسپند.قول سيوم از عبد اللّه عبّاس آن است كه:«حموله»هر چارپايى باشد كه باركش بود] [٤]از شتر[و استر] [٥]و اسب و خر و گاو و فرش و گوسپند باشد.و«حموله»اسم جمع است و از لفظ خود واحد ندارد و«حموله»به ضمّ«حا»بارها باشد [٦]و گوسپند را براى آن«فرش»خواند [٧]كه از خردى منفردش [٨]باشد بر زمين و فرش زمين مطمئن باشد،و فرش نقبى باشد [١٢٠-ر]به زير زمين.قال الرّاجز: [٩]
كمشفر النّاب تلوك [١٠]الفرشا
آنگه گفت: كُلُوا مِمّٰا رَزَقَكُمُ اللّٰهُ [١١]؛بخورى [١٢]از آنچه خدا [١٣]شما را روزى كرده است.و لا تتّبعوا خطوات الشّيطان،و پيروى مكنيد [١٤]گامهاى شيطان را.
[٢] [١] .مج،وز،مل+شعر.
[٣] .مج،وز،مل،آج،لب:اوردتنى.
[٥] [٤] .اساس:ندارد،با توجّه به مج افزوده شد.
[٦] .اساس،بم،آن:پارها،با توجّه به مج تصحيح شد.
[٧] .آج،لب:خوانند.
[٨] .مج،وز،آج،لب:متفرش.
[٩] .مج،وز،مل+شعر.
[١٠] .اساس،بم:بلوك،با توجّه به مج،تصحيح شد.
[١١] .سورۀ مائده(٥)آيۀ ٨٨.
[١٢] .مج،وز،مل،آج،لب،آف:بخوريد.
[١٣] .مج،وز،مل+تعالى.
[١٤] .آج،لب:پيرو مكنيد؛مج،وز،لت:پيگيرى مكنيد.