روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٦٤ - ترجمه
عبد اللّه عبّاس گفت و محمّد بن الحنفيّة و زيد بن اسلم و حسن بصرى و طاوس [١]و جابر بن زيد و قتاده و ضحّاك:مراد زكات است و چون چنين باشد امر بر وجوب بود،و از باقر-عليه السّلام-روايت است،و عطا و مجاهد و عبد اللّه عمر و سعيد بن جبير و ربيع و انس گفتند:مراد آن است كه از درخت بيفتد [٢]آن به درويش بايد دادن بر سبيل صدقه،و اصحاب ما روايت كردند كه آن دسته باشد كه به وقت درو كردن [٣]به درويش دهند،برون [٤]زكات.
ابراهيم و سدّى گفتند:آيت منسوخ است به فرض زكات، [٥]روز درو نبايد دادن و نيز گفت براى آنكه استقرار فرض زكات در مدينه بود و اين سوره مكّى است و نيز آنكه روايت كردهاند كه:
الزّكاة نسخت كلّ صدقة ؛كه زكات همه صدقات را منسوخ كرد،يعنى وجوب زكات.و بعضى دگر گفتند:يوم حصاده،وقت وجوب باشد،و يوم رفعه وقت دادن و به نزديك ما عند بدوّ صلاح زكات واجب شود و دادن به وقت ارتفاع باشد. وَ لاٰ تُسْرِفُوا [١١٩-پ]؛و اسراف مكنيد.در او چند قول گفتند:
يكى آنكه توانگران در آن عهد در دادن اسرف كردندى تا محتاج شدندى تا روايت كردهاند كه ثابت بن قيس بن الشّمّاس [٦]را پانصد درخت خرما بود به وقت ارتفاع همه را بداد و براى عيال هيچ بازنگرفت،خداى تعالى از اين نهى كرد و رسول -عليه السّلام-گفت:
ابدأ بمن تعول [٧]؛ابتدا به عيال خود كن،مقاتل و عطيّه عوفى گفتند:براى بتان چيزى مدهى [٨].زهرى گفت:در معصيت خرج مكنيد.مجاهد گفت:اگر كوه ابو قبيس زر گردد كسى را باشد به صدقه بدهد اسراف نباشد و اگر مدّى در معصيت بدهد اسراف باشد و ازآنجاست كه حاتم طائى را گفتند:لا خير فى السّرف،گفت:لا اسراف فى الخير.و الاسراف التّبذير،و السّرف الخطاء.
[١] .لت:كاووس.
[٢] .مج،وز،لت:بيوفتد.
[٣] .مل،درويدن.
[٤] .آج،لب:لت،آن:بيرون.
[٥] .لت+براى آنكه.
[٦] .لب،بم،آف،آن:سماس.
[٧] .اساس،آج،لب،بم:يعول؛با توجّه به مج،تصحيح شد.
[٨] .مج،وز،مل،آف:مدهيد.