روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٤٥ - ترجمه
قَوْمِهِمْ مُنْذِرِينَ [١] .و ضحّاك گفت:اين آيت دليل است بر آنكه خداى تعالى از جن پيغامبران فرستاد،و اين اختيار جرير طبرى است و ابو القاسم بلخى روا داشت،و اين رواست جز كه بر او نصّى نيامد،و به اين آيت قطع نتوان كردن، چه آيت را تفسير مىتوان داد بر وجهى كه دليل نكند بر آنكه از جن پيغامبر باشد.جبّايى و مغربي گفتند«منكم»خطاب است با مكلّفان،يعنى از جماعت مكلّفان،و در اين قول هم قطع نباشد بر آنكه در ايشان پيغامبر باشد يا نه [٢].
يَقُصُّونَ عَلَيْكُمْ آيٰاتِي ؛قصّه مىكنند و مىخوانند آيات من و دلايل و بيّنات من بر شما،و اصل كلمه من قصّ الأثر اذا اتّبعه باشد،و منه قوله [٣]: وَ قٰالَتْ لِأُخْتِهِ قُصِّيهِ [٤]،أى اتّبعي أثره.در قصّۀ موسى عليه[السّلام] [٥].و«قصّه»طرّه باشد براى تتابع مويها بر يكديگر،و شما را مىترسانند به دار [٦]ملاقات و مقاسات اين روز كه در آنى [٧]،يعنى روز قيامت.ايشان جواب دهند و گويند:بلى،همچنين است آمدند و انذار و اعذار [٨]كردند و بر خويشتن گواهى [٩]دهند و گواهى [١٠]بر خويشتن اعتراف و اقرار باشد،گويند:گواهى داديم بر خويشتن،و آنگه گفت:ايشان را زندگانى دنياى عاجل مغرور كرد،و نيز بر خويشتن گواهى دهند كه ايشان كافر بودهاند در دنيا.و براى آن تكرار گواهى كرد كه مشهود عليه مختلف شد،گواهى اوّل بر آمدن رسولان و انذار پيغامبران است،و گواهى دوم بر كفر خويشتن.
و گروهى به اين آيت تمسّك كردند در آنكه خداى تعالى كسى را عذاب نكند تا پيغامبر نفرستند [١١]،و تكليف بىآن درست نباشد،و اين منتقض است به
[١] .سورۀ احقاف(٤٦)آيۀ ٢٩.
[٢] .مج،وز،مل،لت:پيغامبر بود يا نه.
[٣] .مل+تعالى.
[٤] .سورۀ قصص(٢٨)آيۀ ١١.
[٥] .اساس:ندارد،با توجّه به مج،وز افزوده شد.
[٦] .مج،وز،مل:مىترسانند از.
[٧] .در آنى/در آنيد.
[٨] .مج،وز،مل،لت:اعذار و انذار.
[٩] .مل:دادند و دهند.
[١٠] .لت:گواه.
[١١] .لب:بفرستد.