روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٠٢ - ترجمه
حسنات ايشان يكسان بود،سيّئاتشان قاصر بود از دوزخ و حسناتشان به حدّ وصول به بهشت نبود،خداى تعالى ايشان را آنجا بدارد.چون حساب خلايق بكنند ايشان را به رحمت به بهشت فرستد،ايشان آخرين كسانى باشند كه به بهشت شوند.ايشان ازآنكه بر بلند [١]باشند،اهل بهشت و اهل دوزخ را شناسند.
خداى تعالى چون خواهد كه ايشان را به بهشت برد،بفرمايد تا ايشان را به جويهايى آرند كه [٢]آن را«نهر الحياة [٣]»گويند،كنارهاى آن جوى از قصبهاى زر [٤]باشد مكلّل به مرواريد،خاكش مشك باشد ايشان را آنجا بشويند،اندام ايشان پاكيزه شود،خالى سپيد بر نحر ايشان پديد آيد كه ايشان را بدان بشناسند،خداى تعالى گويد:تمنّا كنيد.ايشان[آنچه] [٥]خواهند تمنّا كنند تا هرچه آرزو باشد ايشان را بخواهند.چون تمنّاى ايشان برسد،حقتعالى گويد:شما راست هرچه تمنّا كردى [٦]هفتاد ضعف آن.چون به بهشت شوند[اهل بهشت] [٧]ايشان را به آن خال بشناسند،ايشان را مساكين الجنّة خوانند.
عبد اللّه مسعود گفت:خداى تعالى به قيامت حساب خلقان بر آرد، هركس را كه حسناتش بر سيّئات بيفزايد-و اگر همه به يك حسنه بود-خداى تعالى بفرمايد تا او را به بهشت برند،و هركس را كه سيّئاتش از حسنات به يك [٨]سيّئه زيادت بود[١٥٢-ر]بفرمايد تا او را به دوزخ برند،آنگه برخواند: فَمَنْ ثَقُلَتْ مَوٰازِينُهُ فَأُولٰئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ، وَ مَنْ خَفَّتْ مَوٰازِينُهُ فَأُولٰئِكَ الَّذِينَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ [٩]، آنگه گفت:ترازو به مثقال حبّهاى بچربد و بر او پيدا شود،و هركه سيّئات و
[١] .مل:بلندى.
[٢] .مج،وز:به جوى دارند كه،مل:ايشان را به زير آرند به جوى كه.
[٣] .مج،وز،مل:بحر الحياة.
[٤] .مج،وز:قضيها از زر.
[٧] [٥] .اساس:ندارد،با توجه به مج،وز افزوده شد.
[٦] .مج،وز،آج،لب،لت:كرديد.
[٨] .مج،وز:به يكى.
[٩] .سورۀ اعراف(٧)آيۀ ٨ و ٩،نيز سورۀ مؤمنون(٢٣)آيۀ ١٠٢ و ١٠٣.