روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٥٢ - ترجمه
و بيانى و وعظى از خداى تعالى فرود آمده تا شما را به آن بترساند؟ وَ اذْكُرُوا إِذْ جَعَلَكُمْ ،ايشان را نعمت خداى ياد مىدهند [١]،گفت:ياد كنيد [٢]چون خداى تعالى شما را خليفه كرد از پس قوم نوح.و خليفه كسى باشد كه قائممقام ديگرى باشد از پس او،لأنّه يخلف صاحبه المتقدّم،أى يجيء خلفه،و جمع اين لفظ بر مذكّر كرد براى آنكه مراد به آن مذكّر است،كظريف و ظرفاء،و اگر جمع بر مؤنّث كردى خلايف بودى ككريمة و كرائم و فضيلة و فضائل. وَ زٰادَكُمْ فِي الْخَلْقِ بَصْطَةً [٣]،و بيفزود [٤]شما را در خلق و آفرينش بسطت و گستردگى.
بعضى گفتند:قوّت [٥]خواست،و بعضى دگر گفتند:طول قامت خواست.رمّاني و زجّاج گفتن [٦]:آنكه كوتاهترين ايشان بود شصت گز[بودى و درازترين ايشان صد گز.و باقر-عليه السّلام-گفت:هريكى از ايشان به بالاى نخلى خرمايى [٧]بود دراز و به قوّت چنان] [٨]بودند [٩]كه مردى از ايشان بيامدى و دست در رعن كوه زدى و به قوّت بجنبانيدى و سنگ از كوه بكندى.
عبد اللّه عبّاس گفت:هريكى هشتاد گز بودند.أبو حمزة الثّماليّ [١٠]گفت:
هفتاد گز،مقاتل گفت:دوازده گز،وهب گفت:سر هريكى از ايشان بر مثال قبّهاى بود و به شكلى بود كه در چشم خانه و بينى درّه و استخوان [١١]سرهاى ايشان سباعخانه ساختندى و بچه زادندى. فَاذْكُرُوا آلاٰءَ اللّٰهِ ،ياد كنى [١٢]نعمتهاى خداى تعالى،واحدها«ألى»و«إلى»و«إلى»،مثل:قفا و معى و
[١] .مل،لت،آن:مىدهد.
[٢] .لت:ياد كنى/ياد كنيد.
[٣] .اساس و همۀ نسخه بدلها:بسطة،با توجّه به ضبط قرآن مجيد تصحيح شد.
[٤] .آج،لب:و مىفزود.
[٥] .آج،لب،بم،آن:فوق،آف:فرق.
[٦] .كذا:در اساس،بم،آن(گفتن/گفتند)،ديگر نسخه بدلها:گفتند.
[٧] .لت:خرما بنى.
[٨] .اساس:ندارد،با توجه به وز،مل افزوده شد.
[٩] .مل:بودى.
[١٠] .اساس:ابو حمزه عامى،با توجه به مج،وز تصحيح شد.
[١١] .آج،لب:بينى و در استخوان.
[١٢] .مج،وز،مل،آج،لب:ياد كنيد.