روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٣٨ - ترجمه
و الحائط. وَ بَطَلَ مٰا كٰانُوا يَعْمَلُونَ ،و آنچه ايشان مىكردند به ساليان دراز باطل شد و نيست گشت.
اكنون [١]متكلّمان در آن خلاف كردند كه آن حبال و عصا كجا رفت؟ بعضى گفتند:خداى تعالى اجزاى فنا بيافريد تا[اين به] [٢]آن [٣]فنا فانى شد،و اين مذهب آنكس باشد كه فناى بعضى جواهر با بقاى بعضى روا دارد.و اين مذهب درست نيست براى آنكه اختصاص فنا به بعضى جواهر دون بعضى محال است، براى آنكه اختصاص عرض به حلول باشد،و فنا ضدّ محل است اختصاص به حلول در او صورت نبندد.
و بعضى دگر گفتند:خداى تعالى بقايش بستد تا نيست شد،و اين مذهب آ[نا] [٤]ن باشد كه بقاء معنى گويند [٥]،و اين مذهب هم درست نيست براى آنكه«بقا»استمرار وجود باشد به دليل آنكه آنكس كه بقا داند استمرار وجود داند،و چيزى دگر از او معقول نباشد جز استمرار وجود.
بعضى دگر گفتند:خداى تعالى آن كون كه به او كاين[با] [٦]شد بستاند تا او از كائنى برود [٧]،چون [٨]از كائنى برود از وجود برود،كه جوهر موجود نباشد الّا كاين،و اين بر مذهب آنان روا باشد كه أكوان لا يبقى گويند [٩]،گويند:خداى تعالى چون كون نيافريند جوهر از وجود بشود و اين مذهب درست نشده است.
و سيّد [١٠]را نظر است و بيشتر محقّقان را در آنكه أكوان باقى است يا باقى نيست.آنچه قول [١١]درست است در آن،آن است كه خداى تعالى اجزاى او مفرّق
[١] .مل+بدان كه.
[٦] [٤] [٢] .اساس:ندارد،با توجه به وز،مل افزوده شد.
[٣] .آج،لب:تا به آن.
[٥] .اساس:گويد،با توجه به وز،مل تصحيح شد.
[٧] .مل،لت:شود.
[٨] .وز:تا.
[٩] .اساس:نگويند،با توجه به وز،مل تصحيح شد.
[١٠] .مل:و قبلة الموحّدين و قدوة المحقّقين اعلم الهدى ذو المجدين المرتضى-قدّس اللّه روحه.
[١١] .مل:امّا قولى كه.