روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٣٦ - ترجمه
بينداخت [١]. فَإِذٰا هِيَ ،حالى اژدهايى گشت كه هرچه ايشان به يك سال ساخته بودند به يك ساعت [٢]فرود برد.اژدهاى سياه از شتر بختى مهتر با چهارپاى سطبر كوتاه و دنبالى دراز،چون با دنبا[ل] [٣]نشستى از بالى بارۀ شهر بودى[قدش] [٤]به سر و گردنى.دنبال بر هيچچيز [٥]نزد الّا پست كرد و[پاى] [٦]بر هيچچيز ننهاد الّا خرد كرد.از دهنش آتش [٧]بيرون مىآمد و چشمهايش بهمانند دو چراغ مىافروخت [٨]و از او آتش بيرون مىآمد [٩].بر گردن [١٠]مويهاى دراز داشت برخاسته بهمانند نيزهها [١١].و اين عصا [١٢]دو سر بود،آن دو سر دو زفر گشت.اين مار را فراخى [١٣]دوازده گز بود.در او دندانهاى بزرگ سطبر.او را آوازى بود از دهن و دمشى [١٤]از بينى،و به هرآنى از رفتن بر زمين دهن بر نهاد و به يك ساعت [١٥]آن چهل خروار چوب و رسن فرود برد و زمين ساده كرد از آن،و آهنگ قوم فرعون كرد.
ايشان از او بگريختند [١٦]و برهم افتادند تا از آن ازدحام و مدافعت بيست و پنج هزار مرد بمردند-على ما ذكره السّدّي و محمّد بن اسحاق.
و فرعون به هزيمت برفت [١٧]عقل و هوش رميده،و آن روز چهارصد نوبت اطلاق افتاد او را پس ازآنكه به چهل روز يكبار عادت داشت كه به حاجت بنشستى و چنان شد[كه] [١٨]در شبانه روزى[تا] [١٩]به مردن چهل[بار] [٢٠]اطلاق مىبود [٢١]او را.
[١] .مل+در آنوقت.
[٢] .وز،آج،لت:ساعته.