روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٤٠٥ - ترجمه
اگر گويند:چه معنى دارد ذمّ خداى ايشان را بر غفلت،و غفلت بر مذهب شما سهوى باشد كه منافات علم ضرورى كند و بر ساهى تكليف نباشد، چگونه ذمّ كنند او را؟جواب آن است كه گوييم:مراد به سهو اين جا مجاز است نه حقيقت،و اين بر سبيل تشبيه است اعراض [١]و عدول ايشان را از آيات خداى تعالى و تأمّل در آن و انتفاع به آن،حال ايشان با حال كسى ماند كه ساهى و غافل باشد.اين اسم بر ايشان اطلاق كرد چنان كه گفت: صُمٌّ بُكْمٌ عُمْيٌ [٢]،چنان كه [٣]مرد كند را گوييم:او مرده است،و نادان را گوييم:خر است-و اللّه ولىّ التّوفيق.
قوله: وَ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآيٰاتِنٰا وَ لِقٰاءِ الْآخِرَةِ حَبِطَتْ أَعْمٰالُهُمْ ،حقتعالى در اين آيت گفت:آنان كه تكذيب كنند و آيات من به دروغ دارند و به قيامت و به ثواب و عقاب ايمان ندارند.و پيش از اين بيان كرديم كه حقيقت«لقاء»و «التقاء»و«ملاقات»،مقابله است يا مقاربه،چنان كه التقى الجمعان و تلاقت الفئتان [٤]،و به پارسى چنين گويند كه:دو لشكر بر يكديگر آمدند،آنگه بر توسّع در ادراك بصر استعمال مىكنند.
و در آيت،مراد حصول و حضور است،يعنى آنان كه ايمان ندارند به آنكه به قيامت خواهند آمد [٥]و آنجا حاضر خواهند شد [٦]. حَبِطَتْ أَعْمٰالُهُمْ ،اعمال ايشان باطل و محبط باشد.و مراد به احباط آن است كه عمل ايشان واقع نباشد بر وجهى كه بر او ثوابى باشد براى آنكه برخلاف مأمور كرده باشند،آنان را كه به احباط گويند لا بد است ازآنكه تفسير آيت بر اين وجه كنند،براى آنكه
[١] .اساس:اعتراض،با توجّه به مج،وز تصحيح شد.
[٢] .اساس،آج،لب،بم،آف،آن+ فَهُمْ لاٰ يُبْصِرُونَ ،سورۀ بقره(٢)آيۀ ١٨.
[٣] .مج،وز+ما.
[٤] .اساس:الفتيان،با توجّه به آج تصحيح شد.
[٥] .مل،لت:آمدن.
[٦] .مل:شدن.