روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٣٩ - ترجمه
آفريدى و او را از گل،و اين خطاست هم در اصل و هم در علّت،براى آنكه عبادت خداى را باشد،و تبع مصلحت باشد،و قديم تعالى براى مصلحت بنده فرمايد،او را نرسد كه اعتراض كند ازآنجا كه مصلحت نداند،و آنگه نيز مخطى بود در تعليل تفضيل خود بر آدم،براى آنكه هر دو را خداى آفريد به حسب مصلحت،يكى را از آتش و يكى را از گل،و هيچ دو را در آن اختيارى و فعلى نبود،و خيريّت و تفضيل به چيزى باشد از جهت بنده،نبينى كه گفت: إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللّٰهِ أَتْقٰاكُمْ [١].
دگر آنكه مسلّم نيست كه آتش بهتر از خاك است،براى آنكه خيريّت را در اين مواضع مراد به او كثرت منافع باشد،چه كثرت ثواب صورت نبندد [٢].و منافع در خاك بيشتر است ازآنكه در آتش،چه زمين مستقرّ آدمى و جملۀ حيوان است،و منزل و مأواى ايشان است،و جاى متصرّف و گشتنگاه ايشان است مرده و زنده،چنان كه گفت: أَ لَمْ نَجْعَلِ الْأَرْضَ كِفٰاتاً [١٣٧-ر] أَحْيٰاءً وَ أَمْوٰاتاً ، [٣]دگر جاى رزق و روزى حيوانات است،و تخم كارند در او،يكى را هفتصد [٤]،و كمتر و بيشتر بر دهد،و شاعر گفت [٥]:
فالارض معقلنا و كانت امّنا
فيها معايشنا و منها نخرج
ثعلبي-امام اصحاب الحديث-در تفسير گفت كه عبد اللّه عبّاس گفت:
اوّل من قاس ابليس فأخطأ القياس فمن قاس الدّين بشيء من رأيه قرنه اللّه مع ابليس.اگر گويند:چرا ابليس اعتراض كرد بر خداى تعالى با آنكه او دانست كه خداى تعالى جز حكمت و صواب نفرمايد؟جواب گوييم:به نزديك ما چنان است كه ابليس خداىشناس نبود،و در وقت آنكه خداى را عبادت مىكرد منافق بود،براى آنكه ارتداد باطل است از وجوهى كه بيان كرديم فيما مضى،و
[١] .سورۀ حجرات(٤٩)آيۀ ١٣.
[٢] .اساس،مج،وز،بم:نبندد/نبندد.
[٣] .سورۀ مرسلات(٧٧)آيۀ ٢٥ و ٢٦.
[٤] .مج،وز،مل،لب،لت،آن:هفصد.
[٥] .مج،وز،مل+شعر.