روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٤٠ - ترجمه
لقوله تعالى: وَ كٰانَ مِنَ الْكٰافِرِينَ [١]،و بر اين مذهب سؤال ساقط باشد.
و قومى استدلال كردند به آيت بر آنكه امر بر وجوب باشد،براى آنكه خداى تعالى ابليس را مذمّت و ملامت و لعنت كرد بر مخالفت امر [٢]،و اگر امر بر ندب بودى بر مخالفت مطلق لعنت نفرمودى.و به نزديك سيّد [٣]-رحمه اللّه ظاهر اوامر قرآن بر وجوب باشد و اوامر لغت [٤]بر توقّف،تا دليل ره نمايد كه بر وجوب است يا بر ندب.
آنگه حقتعالى چون ابليس نافرمانى كرد،او را لعنت كرد و براند،و گفت:برو و از اين جا فروشو به زمين كه اين جا جاى [٥]پاكان است: قٰالَ فَاهْبِطْ مِنْهٰا ،گفت از اين آسمان هبوط كن و فروشو،و«هبوط»نزول باشد و انتقال من علو الى سفل [٦]،قال الشّاعر [٧]:
كلّ بني حرّة مصيرهم
قلّ و ان اكثروا من العدد
ان يغبطوا يهبطوا و ان أمروا
يوما فهم للفناء و النّفد
و در ضمير«منها»خلاف كردند،بعضى گفتند:راجع است با آسمان،و ابو على گفت:راجع است با بهشت.اگر گويند:ابليس از كجا شناخت كه اين قول او را خداى گفت؟گوييم:ازين دو جواب است،يكى آنكه:اين[بر] [٨]زبان بعضى از ملائكه گفت كه او دانست كه ايشان دروغ نگويند،دوم آنكه:او را خداى گفت اين كلام مقرون با علم معجزى. فَمٰا يَكُونُ لَكَ أَنْ تَتَكَبَّرَ ،تو را نرسد و نباشد كه در [٩]آسمان يا در بهشت تكبّر كنى،و تكبّر اظهار كبر نفس باشد بر سبيل تفضيل خود بر [١٠]چيزهاى ديگر،و تفعّل بناى تكلّف باشد،و اين در آدمى
[١] .سورۀ ص(٣٨)آيۀ ٧٤.
[٢] .مج،وز،لت+خداى تعالى.
[٣] .مل:سيّد مرتضى علم الهدى.
[٤] .اساس،آج،لب:لغت.
[٥] .مج،وز،مل،لت:كه اين جاى.
[٦] .مج،وز:اسفل.
[٧] .مج،وز+شعر.
[٨] .اساس:ندارد،با توجّه به مج،وز افزوده شد.
[٩] .مج،وز،مل،لت:بر.
[١٠] .مج:و.