روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١١ - ترجمه
هست حاصل بر صفات كمال،و آنچه بر او چه روا باشد و چه روا نباشد،و علم به نبوّت و امامت و علم به ثواب و عقاب،و اين در اوقات بسيار حاصل آيد.
جواب دوم آن است كه:اين دانند و لكن نه بر وجهى كه مستحقّ ثواب باشند برآن،براى آنكه نظر ايشان در دليل نه از وجه وجوب نظر بوده باشد،بل براى وجهى ديگر نظر كرده باشند،پس ايشان را علم حاصل آيد و لكن برآن مستحقّ ثواب نباشند [١].
جواب ديگر آن است كه:محتمل باشد كه معنى اين بود كه ايشان [١٠٦-پ]به نزديك خود و در ظنّ و اعتقاد خود عالم باشند براى آنكه چون اعتقاد و صحّت تورات دارند و در آنجا ذكر رسول باشد و ايشان اعتقاد كرده باشند كه هرچه در آنجاست حق است،و لكن نه از دليل دانند،ايشان به نزديك خود عالم باشند به آنكه قرآن منزّل است به حق.
و جواب چهارم از اين آن است كه:مراد به آنكه [٢]ايشان را كتاب دادند مؤمناناند،و مراد به كتاب قرآن است كه خداى تعالى قرآن را بسيار جايها [٣]كتاب خواند في قوله: الم، ذٰلِكَ الْكِتٰابُ لاٰ رَيْبَ فِيهِ [٤]،و في قوله: وَ إِنَّهُ لَكِتٰابٌ عَزِيزٌ [٥]،و في قوله: حم، وَ الْكِتٰابِ الْمُبِينِ [٦]،و دگر آيتها و بر اين وجه سؤال ساقط شود.
فَلاٰ تَكُونَنَّ مِنَ الْمُمْتَرِينَ ،آنگه امر كرد او را[به آنكه] [٧]از جمله شاكّان نباشد و شايد كه مراد او باشد و دليل بكند بر آنكه او وقتى شاكّ بود،چنان كه گفت: لَئِنْ أَشْرَكْتَ لَيَحْبَطَنَّ عَمَلُكَ [٨]،و روا بود كه خطاب با او باشد و مراد امّت، چنان كه گفت: يٰا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِذٰا طَلَّقْتُمُ النِّسٰاءَ [٩].و المرية و الامتراء،الشّكّ.
[١] .مج،وز:نباشد.
[٢] .مج،وز،لت:آنان.
[٣] .مل:جايگاه.
[٤] .سورۀ بقره(٢)آيۀ ١ و ٢.
[٥] .سورۀ فصّلت(٤١)آيۀ ٤١.
[٦] .سورۀ زخرف(٤٣)آيۀ ١ و ٢.
[٧] .اساس:ندارد،با توجّه به مج،وز افزوده شد.
[٨] .سورۀ زمر(٣٩)آيۀ ٦٥.
[٩] .سورۀ بقره(٢)آيۀ ٢٣٢.