روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٥٨ - ترجمه
به مكّه شدند [١]به نزديك معاوية بن بكر فرود آمدند-و او به ظاهر مكّه بود خارج حرم-ايشان را فرود آورد و اكرام كرد چه ايشان اخوال و اصهار او بودند.ايشان را يك ماه مهماندارى كرد و نكو مىداشت و ايشان به نزديك او خمر مىخوردند.و اين معاويه دو كنيزك مطربه داشت ايشان را«جرادتان»گفتند.ايشان سماع [٢]كردندى و اينان خمر [٣]خوردندى.به عيش و عشرت مشغول شدند و قوم خود را و جهد و رنج و قحط ايشان فراموش كردند و هر روزنامه و دو و بيشتر و كمتر [٤]مىرسيد به معاوية بن بكر و شكايت از سختى حال.و معاويه شرم داشت آن سخن گفتن و نامها [٥]عرض كردن.گفت نبايد كه به بخل نسبت كنند كه اينان مهمان مناند.آخر بيتى چند گفت [٦]و تلقين كرد اين كنيزكان را و گفت:فردا چون اين جماعت به لهو مشغول شوند [٧]،اين بيتها به غنا بر ايشان خوانى تا باشد كه ايشان را انتباهى شود،و بيتها اين است:
الا يا قيل ويحك قم فهينم [٨]
لعلّ اللّه يصبّحنا غماما
فيسقي ارض عاد انّ عادا
قد امسوا ما يبينون الكلاما
من العطش الشّديد فليس نرجوا
به الشّيخ [٩]الكبير و لا الغلاما
و قد كانت نسائهم بخير
فقد امست نسائهم غيامى [١٠]
و انّ الوحش تأتيهم [١١]جهارا
و لا تخشى [١٢]لعادىّ سهاما
و انتم ههنا فيما اشتهيتم
نهاركم و ليلكم التّماما
فقبّح وفدكم من وفد قوم
و لا لقّوا التّحيّة و السّلاما
[١] .مج،وز،آج،لب،لت:رسيدند.
[٣] [٢] .مج،وز،مل،لت+مى.
[٤] .مج،وز،مل،لت:كمتر و بيشتر.
[٥] .نامها/نامهها.
[٦] .مج:بگفت.
[٧] .مج:شدند.
[٨] .مج:فهينك.
[٩] .آج:بشيخهم،لب:بشيخ.
[١٠] .آج:ايامى.
[١١] .مل،آج،بم،آف،آن:يأتيهم.
[١٢] .مل:و لا يحشى.