روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢١٧ - ترجمه
يا [١]دليل ديگر به صحّت آن گواهى دهد و نقيض او باطل بود و آن [٢]آن بود كه عقل يا [٣]دليل ديگر از ادلّه به فساد آن گواهى دهد.آنگه گويند بر سبيل تمنّا: فَهَلْ لَنٰا مِنْ شُفَعٰاءَ هيچ شفيع خواهد بود [٤]ما را تا براى ما شفاعت كند؟و هيچ ممكن است [٥]كه ما را كسانى شفاعت كنند؟يا ممكن باشد كه ما را با دنيا برند تا عملى [٦]كنيم به خلاف آنكه كرديم از ايمان و عمل صالح؟آنگه حقتعالى خبر داد كه ايشان خويشتن را هلاك كنند به اصرار كفر و معاصى در دنيا،و آن تمنّا كه كنند در قيامت ايشان را سود ندارد و اگر حال ايشان با حال بازرگانى [٧]قياس كنند از آن تجارت بر خسارت و زيانكارى حاصل آيد و گم شود [٨]از ايشان آن دروغ كه فرا بافته بودند از نام نهادن اصنام و اوثان خدايان و معبودان و پرستيدن ايشان آن را [٩].و در آيت دليل است بر فساد قول آنان كه«نظر»در سورة القيامة في قوله:
وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ نٰاضِرَةٌ إِلىٰ رَبِّهٰا نٰاظِرَةٌ [١٠] ،بر رؤيت حمل كردن [١١]و حقتعالى اين جا «نظر»گفت به معنى انتظار و همچنين در آيات بسيار،منها قوله: وَ إِنِّي مُرْسِلَةٌ إِلَيْهِمْ بِهَدِيَّةٍ فَنٰاظِرَةٌ بِمَ يَرْجِعُ الْمُرْسَلُونَ [١٢]،اى منتظرة،و منها قوله: فَنَظِرَةٌ إِلىٰ مَيْسَرَةٍ [١٣]،قيل انتظار الى يسار له.دگر در آيت دليل است بر فساد قول مجبّره آنجا كه گفتند بنده [١٤]بر ايمان و طاعت قادر نيست،اگر قادر نبودى آنجا تمنّا نكردى كه او را با دنيا آرند تا خير [١٥]كند كه برآن قادر نباشد.دگر دليل است بر آنكه [١٦]در قيامت الجاء باشد و تكليف نبود و قبول توبه نبود و الّا خود هم آنجا
[١] .مج،وز،مل،آج،لب،آن:با.
[٢] .آج،لب:واو.
[٣] .مج،وز،مل،آن:با.
[٤] .مج،وز،مل،لت:بودن.
[٥] .مج،وز،مل:باشد،عكس مج كه در اختيار ماست.
[٦] .آج،لب:عمل.
[٧] .وز:بزرگانى.
[٨] .آج،لب،بم،آف،آن:شد.
[٩] .آج،لب:ايشان را.
[١٠] .سورۀ قيامت(٧٥)آيات ٢٣-٢٢.
[١١] .وز،لت،آن:كردند.
[١٢] .سورۀ نمل(٢٧)آيۀ ٣٥.
[١٣] .سورۀ بقره(٢)آيۀ ٢٨٠.
[١٤] .وز:بنده.
[١٥] .وز:خيرى،مل،بم،لت،آن:چيز.
[١٦] .وز+كى.