روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٢٢ - ترجمه
اينان را تا چه مردمانند.كس آمد و ايشان را در سراى برد.چون در آمدند و [١]پيش فرعون بايستادند،فرعون روى به موسى كرد و گفت:من انت،تو كيستى؟گفت:
إِنِّي رَسُولٌ مِنْ رَبِّ الْعٰالَمِينَ ،من پيغامبرى [٢]فرستادۀ خدايم به تو كه خداى جهانيان است.آنگه ميان ايشان[١٧٨-پ]آن مناظره رفت كه خداى تعالى در سورة الشّعراء حكايت كرد از ايشان و چون آنجا رسيم گفته-شود-إنّ شاء اللّه تعالى و به الثّقة.
فرعون گفت:حقيقت مىگويى يا هزل؟موسى-عليه السّلام گفت: حَقِيقٌ عَلىٰ أَنْ لاٰ أَقُولَ عَلَى اللّٰهِ إِلاَّ الْحَقَّ ،گفت:سزاوار است كه من بر خداى جز حق و راستى نگويم.و«حقيق»فعيل باشد من الحقّ،و هم به معنى فاعل باشد و هم به معنى مفعول براى آنكه حقيق سزاوار بود،و اين هر دو معنى در او بود.امّا قوله:
عَلىٰ أَنْ لاٰ أَقُولَ ،قيل محقوق على ان لا اقول.و حقيق و محقوق به يك معنى باشد،كانّه حقّ عليه ان لا يقول على اللّه الّا الحقّ،بر اين وجه به معنى مفعول باشد.و فرّاء گفت.«على»به معنى«با»ست،يقول العرب:جاء فلان بحال حسنة و على حال حسنة،و على هذا قوله: وَ لاٰ تَقْعُدُوا بِكُلِّ صِرٰاطٍ تُوعِدُونَ [٣]،أى على كلّ صراط.بر اين قول معنى آن باشد كه سزاوارم به آنكه بر خداى تعالى جز حق و راستى نگويم.گفت دليل بر اين،قرائت اعمش است كه خواند:حقيق بأن لا اقول،و عبد اللّه مسعود خواند:حقيق ان لا اقول.أبو عبيده گفت معنى آن است كه:حريص على ان لا اقول،حريصم بر آنكه بر خداى جز حق نگويم،و نافع خواند:حقيق علىّ،واجب است بر من كه بر خداى جز حق نگويم،و ابو على فارسى گفت كه:«حقيق»از حقّ باشد،و حقّ به«على»تعديه كنند،قال اللّه تعالى: فَحَقَّ عَلَيْنٰا قَوْلُ رَبِّنٰا [٤]،و قال: وَ حَقَّ [٥]عَلَيْهِمُ الْقَوْلُ [٦].دگر آنكه:«حقّ»به
[١] .لب+در.
[٢] .مج،وز:پيغامبر و.
[٣] .سورۀ اعراف(٧)آيۀ ٨٦.
[٤] .سورۀ صافّات(٣٧)آيۀ ٣١.
[٥] .اساس و همۀ نسخه بدلها:فحقّ،با توجه به ضبط قرآن مجيد تصحيح شد.
[٦] .سورۀ فصّلت(٤١)آيۀ ٢٥.