روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٧٧ - ترجمه
بكشتند.قوم،صالح را گفتند:تو كشتى ايشان را؟گفت:ايشان خواستند تا مرا كشند،خداى [١]ايشان را كشت [٢]و قوم صالح صالح را حمايت كردند و گفتند:
رها كنى [٣]اين مرد را كه او گفته است كه از پس سه روز عذاب خواهد آمدن،اگر راست مىگويد اين در باب عذاب سختتر [٤]باشد و به خشم خداى نزديكتر،و اگر دروغ مىگويد فايت نخواهد شدن.ايشان برفتند.
سدّى گفت:چون قدار بن [٥]سالف بزاد از مادر [٦]و ديگران فرزندان را بكشتند و او بباليد و مترعرع شد،روزى با جماعتى نشسته بود و به شراب مشغول بودند،ايشان را به آبى حاجت بود [٧]كه شراب به آن ممزوج كنند-و آن روز نوبت شرب ناقه بود-برفتند قطرهاى نيافتند.سخت آمد بر ايشان [٨].گفتند ما را اين ساعت آب مىبايد شير [٩]را چه خواهيم كردن!اين ناقه ما را بلايى است.اين ناقه را [١٠]ببايد كشتن تا آب بر ما فراخ شود و بر چهارپايان و كشتزارهاى ما.
قدار بن [١١]سالف گفت:من تولّاى اين كار بكنم و اين رنج كفايت كنم.
كعب الاحبار گفت:سبب كشتن ناقه آن بود كه زنى بود كه پادشاه ثمود بود [١٢]نام او«ملكا».چون جماعتى بسيار به صالح ايمان آوردند و روى به او كردند آن [١٣]زنك را سخت آمد،زنى بود نام او«قطام» [١٤]معتوقۀ [١٥]قدار بن [١٦]سالف بود و ديگرى نام او«قبال» [١٧]،معتوقۀ [١٨]مصدع [١٩]بود.اين ملكا ايشان را
[١] .لت،آن+تعالى.
[٢] .وز،مج،مل:بكشت.
[٣] .مل،آج،لب،آف:كنيد.
[٤] .مل،لم،آف،آن:سختر.
[١٦] [١١] [٥] .آف:غدّار بن.
[٦] .آج،لب،بم:از مادر بزاد.
[٧] .وز،مج،مل،لت:حاجت آمد.
[١٤] [٨] .وز،مج،مل،لت+و.
[٩] .آج،لب،بم،آف،آن:شتر.
[١٠] .آج،لب:او را.
[١٢] .آج،لب،بم+كه.
[١٣] .وز،مل،لت:اين.
[١٨] [١٥] .وز،مج،مل،آج،لب،لت،آن:معشوقه.
[١٧] .بم،آف،لت،آن:قيال.
[١٩] .اساس:مصرع،با توجه به مج تصحيح شد.