روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٤٥٣
آنچه مانند اين باد كه از قبل خداى تعالى بود [١].آنگه بيان كرد كه غرض در اين امتحان و ابتلا چيست،گفت: لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ ،تا باشد كه رجوع كنند و با حق آيند و با سر امتثال فرمان او شوند.اگر گويند چگونه گفت: لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ ، و ايشان هرگز برحق نبودند؟گوييم از اين دو جواب است:يكى آنكه مرد مبطل چون مصرّ باشد بر باطل بازآيد،لا محال رجوعش با حق باشد.و جواب ديگر آنكه:
(كل مولود يولد على فطرة)، همهكس را براى فطرت ولادت باشد،چون از آن برود بازآمدنش با آن رجوع باشد.
قوله: فَخَلَفَ مِنْ بَعْدِهِمْ خَلْفٌ ،حقتعالى گفت:از پس ايشان جماعتى بماندند ناخلف،يعنى فرزندان ايشان و عوض را خلف گويند و آنكه از پس كسى از او بازماند از فرزند و جز او او را خلف گويند چون صالح باشد و خلف گويند چون طالح باشد،يقال:فلان خلف صدق من ابيه و خلف سوء و الخلف الّذي يبقى فى السّقاء من اللّبن الفاسد،و منه خلوف فم الصّائم،قال لبيد [٢]:
ذهب الّذين يعاش في اكنافهم
و بقيت في خلف كجلد الأجرب
و خلف در مدح اندك باشد از جملۀ آن قول حسّان ثابت است [٣]:
لنا القدم الاولى اليك و خلفنا
لأوّلنا فى طاعة اللّه تابع
مجاهد گفت:مراد ترسايانند كه از پس جهودان بودند.ديگر مفسّران گفتند:مراد جماعتى جهوداناند [٤]بد[٢٠٩-پ]سيرت بد طريقت كه آيند [٥]از پس آن گروه اوايل. وَرِثُوا الْكِتٰابَ ،به ميراث برداشتند كتاب را يعنى تورات را.
يَأْخُذُونَ عَرَضَ هٰذَا الْأَدْنىٰ ،فرامىگرفتند [٦]مال دنيا را به رشوت بر احكام و حكم به خلاف راستى مىكردند و مال دنيا [٧]براى آن عرض خواند كه مانندۀ [٨]ناپاينده
[١] .مج،وز+تعالى.
[٣] [٢] .مج،وز،مل+شعر.
[٤] .مج،آج،لب:جماعتىاند از جهودان.
[٥] .مج،وز،مل،لت:آمدند.
[٦] .مج،وز،لت،مل:هامىگرفتند.
[٧] .مل،لت+را.
[٨] .مج،وز،مل،لت:مانند عرض.