روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢١٥ - ترجمه
بارانش تا چون برگيرد ابرها را گرانى [١]برانيم آن را بر [٢]بيابانى مرده فروآريم به[او] [٣]آب،برون آوريم ما به او از همۀ ميوهها [٤]،همچنين برون آريم مردگان را تا باشد كه انديشه كنند.
و زمين پاك برون آيد نبات او به فرمان خدايش و آنكه پليد باشد برون نيايد مگر اندك،همچنين بگردانيم حجّتها براى گروهى كه شكر كنند.
قوله: وَ لَقَدْ جِئْنٰاهُمْ بِكِتٰابٍ ،حقتعالى در اين آيت خبر مىدهد كه:ما كتابى آورديم به ايشان.و«جاء»فعل لازم باشد،و لكن به«با»متعدّى شد و جار و مجرور در محلّ نصب است على انّه مفعول به،و مجىء و جيئة و إتيان انتقال باشد به حضرت مذكور،و ذهبت به بهعكس جئت به،و [٥]مراد به«كتاب»قرآن است بلا خلاف،و اصل كتاب صحيفه باشد كه در او نوشته بود و گفتهاند:فعال است به معنى مفعول،كالحساب،بمعنى المحسوب.و فَصَّلْنٰاهُ عَلىٰ عِلْمٍ ،كه مفصّل باز كرديم مشروح و مبيّن بر علم،ما عالم بوديم به آنچه كرديم يعنى به كمال عالمى لبس و اشتباه از او زائل كرديم. هُدىً وَ رَحْمَةً ،بيانى و لطفى كرديم مؤمنان را و رحمتى و نعمتى بر ايشان.و قوله: هُدىً وَ رَحْمَةً محتمل است سه وجه را از اعراب:نصب و قرائت برآن است و وجه او امّا حال باشد و امّا مفعول له، و محتمل است رفع را على انّه خبر مبتداء محذوف،و جرّ را [٦]على صفة كتاب.و قرآن اگرچه بيان و دليل و حجّت است كافران را هم برآن حدّ كه مسلمانان را،و لكن نگويند قرآن هدى كافران است تا ايهام نيفتد كه ايشان
[١] .مج:ابرها گرانبار.
[٢] .اساس:و،با توجه به مج،وز تصحيح شد.
[٣] .اساس:ندارد،با توجه به مج،وز افزوده شد.
[٤] .اساس:ميوها/ميوهها.
[٥] .مج،وز+باشد.
[٦] .آج،لب،بم،آف:ندارد.