روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٤٤ - ترجمه
[كينه كشيديم از ايشان] [١]،غرقه كرديم ايشان را در دريا به آنكه ايشان به دروغ داشتند آيات ما را و بودند از آن غافلان [٢].
و به ميراث داديم [٣]آن قوم را[كه] [٤]آنان [٥][را] [٦]ضعيف [٧]گرفته بودند مشرقهاى زمين و مغرب آن [٨]،آنكه بركت كرديم در آن و تمام شد سخن خداى تو به نيكوتر [٩]بر بنى اسرائيل به آن صبر كه كردند،و هلاك كرديم آنچه مىكرد فرعون و گروه او و آنچه مىكردند از بناها [١٠].
بگذرانديم [١١]فرزندان يعقوب را به دريا،آمدند بر گروهى كه مقيم بودند ور [١٢]بتانى كه ايشان را بود، گفتند اى[موسى] [١٣]كن ما را خدايى چنان كه هست ايشان را خدايان [١٤]گفت شما مردمانى نادانى [١٥].
اينان را هلاك كرده است آنچه ايشان در آنند و باطل است آنچه مىكنند.
گفت جز خداى بجويم [١٦]شما را خدايى؟و او تفضيل داد شما را بر جهانيان.
[٦] [٤] [١] .اساس:ندارد،با توجه به مج،وز افزوده شد.
[٢] .مج،وز،بم،آف،لت:غافل.
[٣] .مج،وز،لت:بداديم.
[٥] .مج،وز،لت:ايشان.
[٧] .مج،وز:ضعف.
[٨] .مج،وز،لت:و مغربهايش.
[٩] .مج،وز،لت:خداى نيكوتر،بم،آف:به نيكويى.
[١٠] .مج،وز+بلند.
[١١] .مج،وز،لت:بگذارنيديم.
[١٢] .مج،وز:برآن،:در.
[١٤] [١٣] .مج،وز:خداى،آج،لب:بتانى،لت:خدايانى.
[١٥] .مج،وز،آف:نادانيد.
[١٦] .مج،وز،آف،لت:نجويم.