روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٧٤ - ترجمه
عطف است على [١]قوله: شُحُومَهُمٰا و جمله حرام است و«او»به معنى واو است و آنچه مستثناست جز يك چيز نيست: إِلاّٰ مٰا حَمَلَتْ ظُهُورُهُمٰا ،و تقدير آن است كه (و على الذين هادوا حرمنا كل ذى ظفر و من البقر و الغنم حرمنا عليهم شحومهما او الحوايا او ما اختلط بعظم الا ما حملت ظهورهما)،و در اين وجه عدول است از [٢]چند وجه، [٣]وجه،اوّل اولىتر است. ذٰلِكَ جَزَيْنٰاهُمْ بِبَغْيِهِمْ ؛اين جزاى ايشان است كه ما داديم به بغى و ظلمشان،و اين چيزها كه خداى تعالى گفت بر جهودان حرام كرده در شرع موسى بود،امّا شرع رسول ما-عليه السّلام-،آن را منسوخ كرد و ترسايان دعوى كردند كه شرع عيسى-عليه السّلام-آن را منسوخ كرد و بر اين [٤]قطع نيست ما را براى آنكه طريقى عملى [٥]نيست فرا [٦]آن ما را.قوله: ذٰلِكَ جَزَيْنٰاهُمْ بِبَغْيِهِمْ ،اگر گويند:شرايع تابع مصلحت باشد،و اين [٧]جمله تكاليف [٨]است و غرض به [٩]تكليف تعرّض [١٠]ثواب است،و چگونه روا باشد،كه تكليف عقاب بود [١١]؟جواب گوييم:خداى تعالى اين را جزا و عقاب براى آن خواند كه آن گناهان كه ايشان كردند از تحريف و تصحيف و تحليل محرّمات اقتضاى آن كرد در باب مصلحت كه چيزها [١٢]كه حلال بود ايشان را اگر آن معاصى نكرده بودندى همچنان حلال بودى،چون ارتكاب آن معاصى كردند بر ايشان حرام كرد.
پس چون تغيير [١٣]مصلحت عند فعل ايشان بود و تحريم عقيب [١٤]آن حاصل آمد [١٥]،آن را بر توسّع عقاب و جزا خواند. وَ إِنّٰا لَصٰادِقُونَ ،و ما راست گوييم [١٦]در
[١] .وز+فى.
[٢] .مج،وز،آج،لب،لت+ظاهر.
[٣] .مج،وز،لت+و.
[٤] .مل:من.
[٥] .مج،وز،لت:علمى.
[٦] .مج،وز،آج،لب،لت:ندارد.
[٧] .مج،وز:از؛مل:آن.
[٨] .مج،وز،آج،لب،لت:تكليف.
[٩] .آج:از.
[١٠] .مج،وز،مل،لت:تعريض.
[١١] .آج،لب:باشد.
[١٢] .مج،وز:چيزهايى.
[١٣] .مج،وز:بغير.
[١٤] .آج،لب:عقب.
[١٥] .مج:آيد.
[١٦] .مج،وز:گيريم،مل:راست گويانيم.