روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٦٠ - ترجمه
كه [١]توبۀ ايشان از معصيت باشد صغير يا كبير امّا هذا فلا،اين معنى در حقّ ايشان صورت نبندد از ادلّه عقلى و قرآن كه مقرّر شده است بر عصمت ايشان- عليهم السّلام.
قٰالَ اهْبِطُوا بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ ،حقتعالى خطاب كرد به اين آيت به آدم و حوّا و ابليس بر قول [٢]سدّى و جبّائي و ابن الاخشاد،و ابو صالح گفت:خطاب ما راست نيز چنان كه حكايت كرديم از محمّد بن قيس.و حسن بصرى قولى [٣]گفت دور،و آن آن است كه گفت:نيز خطاب است با وسوسه و اين بعيد است.و «بعض» [٤]جزوى باشد از جملۀ نامعيّن،و«عدوّ»ضدّ ولى باشد و اصل او از عدوان و تعدّى است،و رمّانى گفت:عدوّ آن باشد كه نصرت خود از تو دور دارد در وقت حاجت،ولى [٥]بعكس اين باشد. وَ لَكُمْ فِي الْأَرْضِ مُسْتَقَرٌّ ،و شما را در زمين قرارگاهى باشد،اين قول أبو العالية است.بعضى دگر گفتند:مصدر است،يعنى شما را در زمين قرارى [٦]باشد،و فعل چون مزيد باشد و متعدّى بود، لفظ مصدر و مفعول و موضع از او يكى باشد،چنان كه: أَنْزِلْنِي مُنْزَلاً مُبٰارَكاً [٧]، اين مصدر است،و قوله: رَبِّ أَدْخِلْنِي مُدْخَلَ صِدْقٍ وَ أَخْرِجْنِي مُخْرَجَ صِدْقٍ [٨]، اين محتمل مصدر است.و موضع [٩]هذا مغتسل بارد [١٠]،اين موضع است.و «متاع»أى تمتّع و استمتاع،و آن انتفاع باشد به چيزى كه در او لذّتى عاجل باشد،و«حين»وقت باشد سواء اگر كوتاه بود و اگر دراز،و اين جا مراد روزگار [١٤٢-ر]،[دراز است] [١١].حقتعالى گفت:اكنون به زمين روى [١٢]بعضى [١٣]دشمن
[١] .آج،لب:آنان كه.
[٢] .آج،لب:به قول.
[٣] .مل+ديگر.
[٤] .اساس:بعضى،با توجه به مج،وز تصحيح شد.
[٥] .مج،وز،مل،لت:و ولى.
[٦] .آج،لب،آن:قرارگاهي.
[٧] .سورۀ مؤمنون(٢٣)آيۀ ٢٩.
[٨] .سورۀ بنى اسرائيل(١٧)آيۀ ٨٠.
[٩] .مج،وز،مل+و.
[١٠] .سورۀ ص(٣٨)آيۀ ٤٢.
[١١] .اساس:ندارد،با توجه به مج،وز افزوده شد.
[١٢] .مل،آج،لب،آف،آن:رويد.
[١٣] .مج:بر بعضى،وز،مل:و بعضى.