روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٤٢٧ - ترجمه
مؤمنان،و ذلك قوله: اَلرَّحِيمِ [١].عطيّة العوفىّ گفت:واسع است بر همهكس،جز كه به واجب،الّا به متّقيان نرسد [٢]،أ لا ترى إلى قوله [٣]: فَسَأَكْتُبُهٰا لِلَّذِينَ يَتَّقُونَ ،أو [٤]فساوجبها،و اين براى آن است كه خداى تعالى در دنيا كافران را به بركت مؤمنان روزى مىدهد [٥]و به طفيل مؤمنا[ن] [٦]عذاب از ايشان [٧]صرف مىكند.ايشان به منزلت كسانىاند كه به روشنايى چراغ كسى بنشينند [٨]،فردا به قيامت مؤمنان به جانبى بروند و نور و روشنايى و رحمت با ايشان برود،كافر بماند[٢٠٣-ر]در ضلال و عذاب و شقاوت و ظلمت.
أبو روق گفت:مراد آن جزو رحمت است كه در دنيا قسمت كرده است ميان خلايق كه همه عطف [٩]و شفقت و مهربانى [١٠]از آن رحمت است.ابن زيد گفت:رحمتي وسعت كلّ شىء فى التّوراة،و بعضى دگر گفتند:لفظ عام است و معنى خاص.
عبد اللّه عبّاس و قتاده و ابن جريج گفتند چون اين آيت آمد،ابليس [١١]طمع در رحمت كرد،گفت:من نيز شىءام و چيزىام،خداى تعالى گفت:گو طمع بردار تو و هركه طريقۀ تو دارد كه اين رحمت براى متّقيان است.
فَسَأَكْتُبُهٰا لِلَّذِينَ يَتَّقُونَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكٰاةَ وَ الَّذِينَ هُمْ بِآيٰاتِنٰا يُؤْمِنُونَ ،جهودان و ترسايان گفتند:چو [١٢]قاعده اين است كه رحمت خداى به آنكس [مى] [١٣]رسد كه او متّقى است و از معاصى اجتناب كند و زكات دهد و به آيات خداى مؤمن باشد،ما چنينيم،رحمت به ما رسد.حقتعالى گفت:گو طمع
[١] [٣] .سورۀ فاتحۀ(١)آيۀ ١ و بيش از ٩٠ مورد در سورهها.
[٢] .مل،لب،بم:برسد.
[٤] .همۀ نسخه بدلها:أى.
[٥] .مج:روزى رسد.
[٦] .اساس:ندارد،با توجّه به مج،وز افزوده شد:مل:طفيل ايشان.
[٧] .مل:از كافران.
[٨] .مل+و.
[٩] .اساس+و رحمت،با توجه به مج،و ديگر نسخ بدلها زايد مىنمايد.
[١٠] .همۀ نسخه بدلها:مهربانى و شفقت.
[١١] .مل+عليه اللّعنة.
[١٢] .مل،آج،لب:چون.
[١٣] .اساس:ندارد،با توجّه به مج،وز افزوده شد.