روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٦٦ - ترجمه
اراك و سدر است به فلان ناحيه از حضرموت؟گفت:آرى يا اميرالمؤمنين،و اللّه كه تو وصفى مىكنى آن را وصف كسى كه ديده باشد.گفت:نديدهام،و لكن شنيدهام.حضرمى [١]گفت:يا اميرالمؤمنين آنچه جايى است؟گفت:گور هود است-عليه السّلام.
عطاء بن السّائب روايت كرد از عبد الرّحمن بن سابط كه او گفت:ميان ركن و مقام و زمزم گور نود و نه پيغامبر نهاده است،و گور هود شعيب و صالح و اسماعيل-عليهم السّلام- آنجاست.و در روايتى آمد كه:هر پيغامبرى كه قوم او را هلاك كردند به مكّه آمدى با آنكه بلاوهگر [٢]با او بودندى و آنجا عبادت مىكردى تا با [٣]پيش خداى شدى.
قوله: وَ إِلىٰ ثَمُودَ أَخٰاهُمْ صٰالِحاً ،تقدير هم آن است كه در اوّل بود، وَ لَقَدْ أَرْسَلْنٰا إِلىٰ ثَمُودَ أَخٰاهُمْ صٰالِحاً [٤]،و به ثمود فرستاديم برادرشان را صالح-يعنى در نسب -و هو ثمود بن عاثر بن ارم بن سام بن نوح،و او برادر جدّش [٥]بود.و مراد به ثمود در آيت قبيله است.ابو عمرو بن العلاء گفت:ثمود براى آن خواندند ايشان را كه ايشان را آب كم بود،من الثّمد و هو الماء القليل،قال النّابغة [٦]:
الى حمام سراع وارد الثّمد
و مسكن ايشان،در حجر ميان حجاز و شام تا به وادى القرى.و امّا نسب صالح:هو صالح بن عبيد بن آصف بن [٧]ماشح بن عبيد بن جادر بن ثمود و«ثمود» را در او صرف و ترك صرف روا باشد،ترك صرف چنان كه در اين آيت هست،[و صرف] [٨]كقوله تعالى: أَلاٰ إِنَّ ثَمُودَ [١٦٦-ر] كَفَرُوا رَبَّهُمْ أَلاٰ بُعْداً لِثَمُودَ [٩]،اوّل را
[١] .آج:حضر موتى.
[٢] .مل،وز،مل:با آنان كه.
[٣] .مج،وز،بم+او.
[٤] .سورۀ نمل(٢٧)آيۀ ٤٥.
[٥] .مج،وز:جديس،لت:جديش.
[٦] .مج،وز+شعر.
[٧] .مج،وز،لت:آسف بن.
[٨] .اساس:ندارد،با توجه به مج،وز افزوده شد.
[٩] .سورۀ هود(١١)آيه ٦٨.