روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٠٥ - ترجمه
بگرفتيم اهل آن شهر را به بيمارى و سختى تا باشد كه اينان زارى كنند [١].
پس بدل كرديم به جاى بدى نيكويى تا بسيار شدند و گفتند:برسيد به پدران ما سختى بد و نيك [٢]،بگرفتيم ايشان را ناگاه و ايشان ندانستند.
و اگر اهل شهرها بگرويدندى و پرهيزگار شدندى،بگشاديمى [٣]بر ايشان بركاتى از آسمان و زمين و لكن دروغ داشتند،بگرفتيم ايشان را به آنچه كرده بودند.
ايمن شدند [٤]اهل شهرها كه به ايشان آيد عذاب ما به شب و ايشان خفته؟.
] [٥][يا ايمن شدند [٦]اهل شهرها كه به ايشان آيد عذاب ما] [٧]چاشتگاه و ايشان بازى مىكنند؟ ايمن شدهاند از عذاب خداى؟ايمن نشود از عذاب خداى مگر گروه زيانكاران.
نه بيان كرد خداى آنان را كه به ميراث گرفتند [٨]زمين [٩]از پس اهلش اگر خواستيمى بگرفتيمى [١٠]ايشان را به گناهانشان و مهر
[١] .مج،وز:لابه كنند.
[٢] .مج:بدى نيكى،آن،آف:بدى و نيكويى.
[٣] .مج،وز:بگشادمانى.
[٤] .آج:اى پس ايمن شدند،لب:يا ايمن شدند.
[٥] .اساس:افتادگى دارد،با توجّه به مج،وز و ضبط قرآن مجيد افزوده شد.
[٦] .آج،لب:اى پس ايمن شدند.
[٧] .اساس:افتادگى دارد،با توجّه به مج،وز افزوده شد.
[٨] .مج،وز،لت:برگرفتند.
[٩] .آج،لب+را.
[١٠] .مج،وز،لت:و اگر ما خواستمانى بگرفتمانى.