روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٤٣٢ - ترجمه
تغييرات نسب است،چنان كه[بيفگندند] [١]في مكّيّ و مدنيّ و كوفيّ و بصريّ.
بعضى دگر گفتند:براى آنكه منسوب است با امّالقرى كه مكّه است.
اَلَّذِي يَجِدُونَهُ ،آنكه مىيابند نام او را در تورات و انجيل نوشته.و اين كتابها به نزديك ما كس نياورد و ما را برآن اطّلاع نبود.از صفت او آن است كه [٢]امربهمعروف كند و نهى منكر كند [٣]و طيّبات و چيزهاى پاكيزه بر ايشان حلال كند و چيزهاى پليد بر ايشان حرام كند. وَ يَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ ،و بار گران و تكليفهاى دشخوار از ايشان فرونهد.ابن عامر تنها خواند.«آصارهم»أى أثقالهم بر جمع، [و هو جمع] [٤]اصر،و الإصر الثّقل.
عطاء بن يسار گفت:عبد اللّه بن عمرو بن العاص را ديدم،او را گفتم:مرا خبر ده از صفت رسول-عليه السّلام-در تورات،گفت:اجل و اللّه كه او در تورات مذكور است و موصوف چنان كه در قرآن.در تورات هست به لغت ايشان آنچه معنى اين است: يٰا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِنّٰا أَرْسَلْنٰاكَ شٰاهِداً وَ مُبَشِّراً وَ نَذِيراً [٥]،و حرزا للأمّيّين [٦]أنت عبدي و رسولى سمّيتك المتوكّل لست بفظّ و لا غليظ و لا صخّاب فى الأسواق، اى پيغامبر ما تو را بفرستاديم گواه بر خلقان و بشارتدهنده و ترساننده و حرزى و معقلى امّيان را-يعنى امّت خود را-تو بندۀ منى و رسول منى،تو را متوكّل نام نهادم.
در دگر آيت هست در صفت او:فظّ و بدخوى و [٧]سطبردل نباشد و بانگدارنده در بازارها،و اهل بدى را به بدى جزا نكند و لكن عفو كند و در گذارد،و ما او را با جوار رحمت نياريم تا دين كژ را به او راست نكنيم به آنكه اهل روزگارش بگويند:لا اله الّا اللّه،بگشاييم [٨]به او دلهاى بسته و چشمهاى
[١] .اساس:ندارد،مج،وز:نيفگند،لت بيفگند،با توجّه به مل افزوده شد.
[٢] .مل+يأمرهم بالمعروف و ينهاهم عن المنكر.
[٣] .مل:ندارد+و يحلّ لهم الطّيّبات.
[٤] .اساس:ندارد،با توجّه به مج،وز افزوده شد.
[٥] .سورۀ احزاب(٣٣)آيۀ ٤٥.
[٦] .مج،وز:للامنين.
[٧] .مل:ستبر.
[٨] .مج،وز:بگشا.