روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٧٠ - ترجمه
و گرفتند قوم موسى از پس او از حلّىشان [١]گوساله تنى كه او را آوازى بود.نمىبينند كه او سخن نمىگويد [٢]و نمىنمايد ايشان را راهى كه گرفتند و بودند بيدادكاران.
چون در افتادند در دستهاشان و ديدند كه ايشان گمراه شدند،گفتند:اگر نبخشايد ما را خداى ما و نيامرزد ما را،باشيم از جملۀ زيانكاران.
و چون بازآمد موسى با قومش خشمناك اندوهگين [٣]،گفت:بد خليفتى كردى [٤]مرا از پس من شتابزدگى كردى [٥]فرمان خدايتان را؟و بينداخت لوحها را و بگرفت سر برادرش،مىكشيد او را به خود.گفت اى پسر مادر من [٦]! قوم مرا ضعيف كردند و خواستند كه مرا بكشند [٧]شاد مكن به من دشمنان را و مكن مرا با گروه ستمكاران [٨].
گفت:خداى من بيامرز مرا و برادر مرا و درآر ما را [٩]در رحمت خود و تو گفت:خداى من بيامرز مرا و برادر مرا و در آر ما را [١٠]در رحمت خود و تو بخشايندهترين بخشايندگانى.
[١] .اساس:حليت آن،با توجّه به مج،وز تصحيح شد.
[٢] .مج،وز،لت+با ايشان.
[٣] .مج،وز،لت:دژم.
[٥] [٤] .كردى/كرديد.
[٦] .مج،وز،لت:اى برادر من.
[٧] .مج،وز،لت:بس نماند كه بكشند مرا.
[٨] .مج،وز،لت:بيدادكاران.
[١٠] [٩] .مج،وز،لت:در بر ما را.