روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٢٣ - ترجمه
معنى وجب [١]باشد،و«وجب»به«على»تعديه كنند.
فرعون او را گفت:چه دليل و حجّت دارى بر اين كه مىگويى؟گفت: قَدْ جِئْتُكُمْ بِبَيِّنَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ ،من از خداى حجّتى آوردهام به شما،يعنى عصا و يد بيضاء. فَأَرْسِلْ مَعِيَ بَنِي إِسْرٰائِيلَ ،[بنى اسرائيل را] [٢]و فرزندان يعقوب را كه به بندگى گرفتهاى با من به بيت المقدّس فرست.وهب گفت:سبب استعناد [٣]فرعون بنى اسرائيل را آن بود كه فرعون موسى،فرعون يوسف بود.چون يوسف را وفات آمد و أسباط منقرض شدند و نسل فرعون و خويشان او بسيار شدند [٤]،بر بنى اسرائيل غلبه كردند و ايشان را به بندگى گرفتند [٥].خداى تعالى ايشان را از دست فرعون به موسى برهانيد.و از آن روز كه يوسف-عليه السّلام-در مصر شد تا آن روز كه موسى-عليه السّلام-در مصر شد،چهارصد سال بود.
فرعون موسى را گفت: إِنْ كُنْتَ جِئْتَ بِآيَةٍ ،اگر آيتى آوردهاى بيار اگر راست مىگويى. فَأَلْقىٰ عَصٰاهُ ،موسى-عليه السّلام-عصا از دست بيفگند.
و اصل«عصا»من العصيان الّذي هو الامتناع باشد،براى آنكه تا چوبى سخت خشك نباشد آن را عصا نكنند از چوب خرما و سنجد و عوسج،قال الشّاعر: [٦]
تصف السّيوف و غيركم يعصى [٧]بها
يا ابن القيون و ذاك فعل الصّيقل
يقال:عصى بالسّيف إذا [٨]اخذه بيده اخذ العصاء،و قيل بل يقال عصوته بالعصار و عصيته بالسّيف اذا ضربته به.و القاى عصا در آيت حقيقت است،و در دگر جا [٩]آيد به معنى كنايت از ترك سفر،چنان كه شاعر گفت [١٠]:
فالقت عصاها و استقرّ بها النّوى
كما قرّ عينا بالاياب المسافر
[١] .اساس:واجب،با توجه به مج،وز تصحيح شد.
[٢] .اساس:ندارد،با توجه به مج،وز افزوده شد.
[٣] .مج،وز،مل،لب:استعباد.
[٤] .مج،مل،لت:شد.
[٥] .مج،وز،مل:به بنده گرفتند.
[١٠] [٦] .مج،وز+شعر.
[٧] .اساس:يعصا،با توجه به مج،وز تصحيح شد.
[٨] .اساس،وز،بم:اذ،با توجه به مج تصحيح شد.
[٩] .مج:جاى،وز:جايى.