روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٤٣٠ - ترجمه
از آن به عبد اللّه داد[ازا] [١]او من آمدم،و يكنيمه به ابو طالب داد و از او على آمد.
آنگه او را پيش خواند و با او سرّ[ى] [٢]دراز گفت و زبان در دهن او كرد، چون مرغ كه بچّه را زقّه كند او را زقّه [٣][مى] [٤]كرد.چون بازپس آمد،گفتند:ما ذا عهد إليك؟گفت:
علّمني ألف باب من العلم فتح لي من كلّ باب ألف باب ،مرا هزار در علم آموخت [٥]كه از [٦]هر در مرا هزار در گشاد،و از اينجاست كه در مفاخرت مىگويد [٧]:
أنا للحرب [٨]اليها و بنفسي أتّقيها [٩]
نعمة من خالق العرش بها قد خصّنيها
و لى السّبقة فى الاسلام طفلا و وجيها
و لى القربة ان قام شريف ينتميها
و لى الفخر على النّاس بفاطم [١٠]و بنيها
ثمّ فخري برسول اللّه اذ زوّجنيها
لي وقعات [١١]ببدر يوم حار النّاس فيها
و باحد و حنين ثمّ صولات تليها [١٢]
زقني بالعلم زقا فيه قد صرت فقيها
في ابيات اخر.نوف البكالىّ گفت:چون موسى-عليه السّلام-آن هفتاد مرد را به ميقات برد،خداى تعالى كرامت موسى را گفت:من زمين به مسجد و طهور اينان كنم،اگر خواهند تا هركجا كه رسند كه آب نباشد تيمّم كنند،و بر هر زمين كه رسند نماز كنند الّا به طهارت جاى يا گرماوه يا گورستان.و سكينه در دل اينان [١٣]نهم و چنان سازم كه شما تورات مىخوانى [١٤]از ظهر [١٥]دل تا خوار شود [١٦]بر شما از مردان و زنان و كودكان.گفتند:يا موسى ما نخواهيم!ما را آب
[٤] [٢] [١] .اساس:ندارد،با توجّه به مج،وز افزوده شد.
[٣] .اساس:دوقه،با توجّه به مج،وز تصحيح شد.
[٥] .مج،وز،مل،لت:بياموخت.
[٦] .مج،وز،مل،لت:ندارد.
[٧] .مج،وز+شعر.
[٨] .آج:للفخر.
[٩] .مج،وز،آن:اتقيتها.
[١٠] .اساس:بفاطم،با توجّه به آج،لب تصحيح شد.
[١١] .مج،وز:وقفات،آج،لب:وقفات،آن:وقيفات.
[١٢] .اساس:بيلها،با توجّه به مج،وز تصحيح شد.
[١٣] .آج،لب:ايشان.
[١٤] .مل،آج،لب:مىخوانيد.
[١٥] .مل:ظهور.
[١٦] .مج،وز:خوار باشد.