روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٣٥ - ترجمه
حبال و عصا در خبر چنان است [١]كه:بر چهل شتر نهاده بودند،رسنها بود [٢]و عصاهاى مار پيكر بكرده [٣]و اژدها پيكر،چوبها مجوّف كرده و زيبق در ميان آن كرده و رسنها به زيبق اندوده،و آنگه زير زمين مجوّف كرده بودند و در زير آن آتش بر كرده،و چنان ساختند كه وقت چاشتگاه بود عند ارتفاع النّهار،تا آفتاب از بالا تابش [٤]و آتش از زير قوّت كرد،آنگه موسى را گفتند: إِمّٰا أَنْ تُلْقِيَ وَ إِمّٰا أَنْ نَكُونَ نَحْنُ الْمُلْقِينَ ،اوّل [٥]تو بيفگنى عصاى خود يا ما آنچه داريم؟ موسى -عليه السّلام-گفت: أَلْقُوا ،شما بيفگنى [٦]آنچه خواهى فكند [٧].
ايشان آن چهل خروار چوب و رسن كه داشتند بيفگندند [٨]-بر اين شكل كه گفتيم.زيبق را ازآنجا كه [٩]عادت است با گرماى آفتاب و حرارت آتش ساكن بنماند متحرّك شود [١٠]،چنان[نمود كه مىبخواهد رفتن] [١١]،به جنبش در آمدند،چنان كه بعضى بر بعضى مىافتادند.موسى-عليه السّلام-بترسيد،نه از آن ترسيد [١٢]كه گمان برد كه آن را اصلى هست،از آن ترسيد كه گروهى امعان نظر نكرده باشند،بنگرند گمان برند كه اين از جنس آن است،ايشان را [١٣]شبهت حاصل شود. حقتعالى وحى كرد بدو و گفت:مترس كه آنچه ايشان نمودند شبهت است و آنچه با تو است حجّت است،و حجّت غالب باشد شبهت را به هر حال.
و وحى كرد به موسى كه:يا موسى عصا بينداز.موسى-عليه السّلام-عصا
[١] .آج،لب:حكايت است.
[٢] .مل+عظيم.
[٣] .وز،مل،لت:ندارد.
[٤] .وز،مل،آج،لب،لت+كرد.
[٥] .مل:اى موسى اوّل.
[٦] .وز،مل،آج،لب:بيفگنيد.
[٧] .وز:خواهيد فگندن.
[٨] .وز،مل:بينداختند.
[٩] .وز،مل،لت+جريان.
[١٠] .آج،لب:شدند.
[١١] .اساس:ندارد،با توجه به وز،مل افزوده شد.
[١٢] .وز:ندارد.
[١٣] .آج،لب،بم:است و بعضى را.