روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٠٩ - ترجمه
الحقّ مع علىّ و علىّ مع الحقّ يدور معه حيثما دار.انّما امرهم الى اللّه، كار ايشان با خداست.سدّى و جماعتى مفسّران گفتند:اين آيت منسوخ است به آيت قتال براى آنكه اين سوره مكّى است و قتال به مدينه آمد و روا باشد [١]كه گويند:آيت محكم است براى آنكه تنافى نيست[١٣٠-ر]ميان معنى آيت و آيت قتال اين را كه گفت: إِنَّمٰا أَمْرُهُمْ إِلَى اللّٰهِ ،مراد آن باشد في التّوفيق و الخذلان و الهداية و التوكيل [٢]و الثّواب و العقاب لا اليك،اين چيزها به خداى تعلّق دارد به تو هيچ تعلّق ندارد.
آنگه گفت: ثُمَّ يُنَبِّئُهُمْ بِمٰا كٰانُوا يَفْعَلُونَ ،پس خبر دهد ايشان را به آنچه كرده باشند و اين بر سبيل تهديد و وعيد گفت،يعنى تا جزا دهد ايشان را برحسب عمل ايشان.
مَنْ جٰاءَ بِالْحَسَنَةِ ،بعضى مفسّران گفتند:مراد به«حسنه»كلمۀ اخلاص است گفتن لاالهالاّاللّه،و بعضى دگر گفتند:مراد هر فعلى حسن [٣]كه طاعت باشد سواء اگر واجب باشد [٤]اگر [٥]مندوب.حقتعالى گفت:هركه او حسنهاى [٦]بيارد او را ده حسنه باشد مانند آن،يعنى هركه او [٧]كارى نيكو بكند [٨]به دهچندان كه آن را مزد باشد او را مزد دهند.مذهب بيشتر اهل علم [٩]آن است كه:يكى از آن مستحق باشد و نه تفضّل و مذهب بعضى دگر آن است كه:هر ده به استحقاق باشد و اين وعده است [١٠]كه خداى تعالى داد بر سبيل مقاربه چنان كه به خاطر ما نزديك باشد گفت آنچه تو تقدير كرده باشى [١١]كه ثواب طاعتى است دهچندان باشد براى آنكه ما را اطّلاعى نيست و طريقى به كمّيّت اجزاء ثواب و عقاب،و يعقوب خواند: فَلَهُ عَشْرُ أَمْثٰالِهٰا ،به تنوين و رفع امثال،اى فله عشر حسنات امثالها،و براى
[١] .مج،وز:بود.
[٢] .مج،وز،آج،لب،آن:التوكّل.
[٣] .مج،وز،مل+است،لت:حسنى است.
[٤] .مج،وز،مل،لت:بود.
[٥] .مج،وز،مل،لت:اگر.
[٦] .مج،وز،مل،لت:حسنتى.
[٧] .آج،لب:ندارد.
[٨] .مج،وز،لت:نكو بكند.
[٩] .مج،وز،مل،لت:عدل،كه بر متن رجحان دارد.
[١٠] .مج،وز،مل،آج،لب،لت:وعدهيست.
[١١] .آج،لب:بكرده باشى.