روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٩ - ترجمه
بدانچه بودند كه بدى مىسگاليدن [١].
[١٠٨-پ]،هركه را خواهد خداى كه راه نمايد فراخ كند [٢]سينۀ او را براى مسلمانى را،و هركه را خواهد كه گمراه كند بكند سينۀ [٣]او را سخت تنگ [٤]چنان كه گويى[بر شود] [٥]بر آسمان همچنين بكند خداى پليدى را به آنان كه نگروند.
قوله: فَكُلُوا مِمّٰا ذُكِرَ اسْمُ اللّٰهِ- الآية،عبد اللّه عبّاس گفت:سبب نزول آيت آن بود كه گفتيم مشركان گفتند مسلمانان را چون است كه كشتۀ خود مىخوريد [٦]و كشتۀ خداى نمىخوريد [٧]؟اين آيت فرود آمد و گفت [٨]:«فا»براى آن آورد كه جواب ايشان است،و اين لفظ اگرچه لفظ امر است و مراد اباحت است براى آنكه امر آن باشد كه آمر مريد باشد مأمور به را،و قديم تعالى مريد مباحات نباشد براى آنكه در او فايده نبود مگر آنگه كه طعامخورنده قصد كند به طعام خوردن،براى آنكه تا او را قوّت باشد بر زيادتى طاعت و قيام تواند نمودن به امور دينى آنگه مندوب اليه باشد و امر به او بر سبيل ترغيب بود.
امّا آنكس كه طعام [٩]بر وجه امساك رمق خورد فعل او در تكليف نيايد كه او ملجأ است،و در قرآن اباحت بسيار است كه صورت امر دارد،منها قوله:
[١] .مج،وز:به آنچه مكر كرده باشند؛آف:بودند مىسگاليدند.
[٢] .مج،وز،لت:روشن گرداند.
[٣] .مج،وز،لت:دل.
[٤] .مج،وز،لت:او تنگ تنگ.
[٥] .اساس:ندارد،با توجّه به مج،وز افزوده شد.
[٦] .لت:مىخورى/مىخوريد.
[٧] .لت:نمىخورى/نمىخوريد.
[٨] .مج،وز،مل،لت:گفتند.
[٩] .اساس،آج،لب،بم،آف،لت+نه با توجّه به مج،وز،و فحواى عبارت زايد مىنمايد.