روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٨٠ - ترجمه
گفت [١]:يا موسى صبر كن!پس زود به جزع آمدى آنكس كه آن خواهد كه تو خواستى ازين صابرتر باشد،تو هنوز چه ديدهاى از بسيارى اندك ديده [٢].
آنگه فرشتگان آسمان [٣]فرود آمدند بر صورت كركسان،آواز ايشان به تسبيح و تهليل بند شده چنان كه نزديك بود كه كوه بدرّد،گفتى [٤]درفش آتشند به رنگ آتش بودند.
آنگه فرشتگان آسمان چهارم فرود آمدند و ايشان با هيچ جانور نماندند، بهمانند درفش آتش بودند،به رنگ آتش بودند و به خلقت برف بودند،و آواز به تسبيح و تهليل برگشاده بيش از فرشتگان پيشين [٥].
آنگه فرشتگان آسمان پنجم[فرود] [٦]آمدند بر هفت لون.موسى -عليه السّلام-نتوانست كه در ايشان[نگرد] [٧].از [٨]شدّت خوف بر جاى بماند [٩]گريستن گرفت و اندامش مرتعش شد،هم حبر فرشتگان گفت:مكانك:بر جاى باش[١٩٢-ر]تا چيزى بينى كه طاقت ندارى.
آنگه فرشتگان[آسمان] [١٠]ششم آمدند [١١]و خداى ايشان را گفت:بروى [١٢]و برآن بنده اعتراض كنى [١٣]كه خواست كه مرا ببيند.ايشان آمدند بر صورتى و خلقتى عجيب،در دست هريكى درختى از آتش چند درخت خرما،و لباس ايشان چون درفش آتش.هرگه تسبيح كردند اينهمه فرشتگان جواب دادندى،و تسبيح ايشان اين بود[كه مىگفتند] [١٤]:سبّوح قدّوس ربّ العزّة ابدا لا يموت.
موسى-عليه السّلام-به [١٥]خوف از حدّ بگذشت و زبان برگشاد با ايشان
[١] .آج،لب،بم:گفتند.
[٢] .بم:ديدهاى.
[٣] .مج،وز:سهام،مل:سيوم.
[٤] .مج،وز:گويى.
[٥] .مل:پيشتر.
[١٤] [١٠] [٧] [٦] .اساس:ندارد،با توجه به مج،وز افزوده شد.
[٨] .مج،وز:اين از.
[٩] .مج:بنماند.
[١١] .مل:فرود آمدند.
[١٢] .مج،وز،آج،لب:برويد.
[١٣] .مج،وز،آج،لب:كنيد.
[١٥] .آج،لب:را.