روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٧٩ - ترجمه
و قال حميد: يدكّ اركان الجبال هزمه يخطر بالبيض الرّقاق به همه
و بيشتر مفسّران برآنند كه آن را ريگ روان كرد تا در جهان مىرود تا به قيامت و بر جاى قرار نگيرد.
قوله: وَ خَرَّ مُوسىٰ صَعِقاً ،موسى بيفتاد بىهوش.بيشتر [١]بر ايناند [٢]،و قتاده گفت:ميّتا،بمرد،و اين قول درست نيست براى ظاهر قرآن كه حقتعالى گفت: فَلَمّٰا أَفٰاقَ ،چون باهوش آمد،و اين مغشىّ عليه را گويند،و اگر مرده بودى گفتى:فلمّا أحيا.
كلبي گفت:اين سؤال روز پنج شنبه بود-روز عرفه-موسى را-عليه السّلام- روز آدينه كه عيد نحر بود تورات دادند.وهب گفت:چو[ن] [٣]موسى-عليه السّلام- سؤال رؤيت كرد،خداى تعالى ابرى و ضبابى فرستاد با رعد و برق و صواعق تا گرد آن كوه در آمد.فرشتگان آسمانها را گفت:بروى [٤]و بر موسى اعتراض كنى [٥]تا چرا اين سؤال كرد.فرشتگان روى به موسى نهادند از چهار سوى كوه تا از جانب چهار فرسنگ بگرفتند.اوّل فرشتگان آسمان دنيا آمدند بر صورت گاوان ورزا [٦]، دهن ايشان به تسبيح و تهليل مىدميد به آوازهاى چون آواز رعد [٧].
آنگه فرشتگان آسمان دوم آمدند بر صورت شيران،ايشان را جلبه بود و آوازى [٨]عظيم بود به تسبيح و تهليل.موسى-عليه السّلام-بترسيد و لرزه بر اندام او افتاد [٩]و هر موى كه بر اندام او بود برخاست از ترس و گفت:بار خدايا استقالت كردم و پشيمان شدم،مرا از اين اهوال به كرم برهان.حبر [١٠]فرشتگان و رئيسشان
[١] .مج،وز+مفسران.
[٢] .مج،وز:برآنند.
[٣] .اساس:ندارد،با توجه به مج،وز افزوده شد.
[٤] .مج،وز،مل:برويد.
[٥] .مج،وز،مل،آج،لب:كنيد.
[٦] .مل:ورز.
[٧] .مج،وز،مل+سخت.
[٨] .مج،وز،مل:جلبهاى و آوازى.
[٩] .مج،وز،مل:بترسيد و اندام او لرزيدن گرفت.
[١٠] .لب:خير.