روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٥٠ - ترجمه
فعل،و باقى قرّاء«تكون»خواندند براى تأنيث عاقبة.و آنان كه به«يا»خواندند حمل كردند بر معنى كه عاقبت مآل [١]و آخر كار باشد،و مثله قوله: وَ أَخَذَ الَّذِينَ ظَلَمُوا الصَّيْحَةُ [٢]،اى الصّوت الشّديد و بالعكس من هذا قوله سائل بني اسد ما هذه الصوت و انّما عنى الصّيحة.و موضع«من»از اعراب محتمل است دو وجه را:يكى رفع[١١٦-ر][و التّقدير] [٣]ايّنا يكون له عاقبة الدّار،و يكى نصب بقوله تعلمون [٤]و بر قول [٥][اوّل] [٦]«من»استفهامى باشد و بر دوم موصوله باشد به معنى الّذى [٧]،و معنى آنكه تا بدانند كه عاقبت سراى آخرت و ثواب بهشت مؤمنان را خواهد بود [٨]و دون كافران و اگرچه كافران را نيز عاقبتي از عقوبت باشد،جز كه به فحوى معلوم است كه عاقبت خير مىخواهد و اين چنان باشد كه عرب گويد:
لهم الكرّة و لهم الحملة،و نيز«لهم»دليل عاقبت خير مىكند چه عاقبت بد «لهم»نباشد عليهم باشد. إِنَّهُ لاٰ يُفْلِحُ الظّٰالِمُونَ ،انّه ضمير شأن و كار است، يعنى شأن و كار چنين آمد كه ظالمان يعنى كافران در اين آيت فلاح و ظفر و بقا نيابند به عاجل،پس بقا نباشد ايشان را و به آجل فوز [٩]و ظفر [١٠]نباشد ايشان را.
قوله: وَ جَعَلُوا لِلّٰهِ مِمّٰا ذَرَأَ مِنَ الْحَرْثِ وَ الْأَنْعٰامِ نَصِيباً -الآية،آنگه خبر داد از كافران كه ايشان خداى را نصيبى كردند از آن كشت و چارپايان كه او آفريد.ذرأ اذا خلق ذرءا،و آن خلق باشد بر سبيل اختراع و اصل او ظهور باشد و منه:ملح ذرآنيّ و ذرآنيّ،نمكى سخت[سپيد] [١١]باشد.و الذّرأة ظهور الشّيب و بياضه،قال الرّاجز: [١٢]
[١] .آج،لب،آن:حال.
[٢] .سورۀ هود(١١)آيۀ ٦٧.
[٣] .اساس:ندارد،با توجّه به مج افزوده شد.
[٤] .اساس و ديگر نسخه بدلها:يعلمون،با توجّه به فحواى كلام تصحيح شد.
[٥] .آف:قولى.
[٦] .اساس:ندارد،با توجّه به مج،لب افزوده شد.
[٧] .بم،آف:الّذين.
[٨] .مج،وز،مل،لت:بودن.
[٩] .مج،وز:فوزى؛مل:فيروزى.
[١٠] .مج،وز:ظفرى.
[١١] .اساس:ندارد،با توجه به مج افزوده شد؛آج.لب:سفيد.
[١٢] .اساس و همه نسخه بدلها:زاجر،با توجّه به منابع لغت تصحيح شد.