روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٨٢ - ترجمه
تبوك به حجر بگذشت،اصحاب [١]را گفت:هيچكس در آنجا مشوى [٢]و از آب اين ده مخورى [٣]و بگريى [٤]خوف آن را كه مبادا [٥]كه شما را مثل آن رسد كه ايشان را.آنگه گفت از رسول خود به اقتراح آيات مخواهى [٦]نبينى كه قوم صالح از صالح [١٦٩-پ]ناقه خواستند.چون بداد،كفران [٧]كردند تا خداى تعالى [٨]عذاب كرد، آنگه رسول-عليه السّلام-اشارت كرد و گفت:ناقه به اين راه بيامدى و به آن راه بازپس رفتى،و اشارت كرد به آن راه كه فصيل به آن راه بر كوه شد.ايشان طغيان كردند و ناقه را بكشتند.خداى تعالى هركس را از ايشان كه بر پشت زمين بود هلاك كرد در مشارق و مغارب زمين،الّا يك مرد كه او را أبو رغال [٩]خواندند.به روايتى دگر ابو ثقيف گفتند كه [١٠]:در حرم خداى بود،خداى تعالى به حرمت حرم او را هلاك نكرد،چون از حرم به در آمد،هم صيحهاى [١١]كه به ثمود رسيد به او رسيد و او را هلاك كرد او[را] [١٢]بيفگندند [١٣]و شاخى زر با او دفن كردند [١٤].رسول [١٥]-عليه السّلام- اشارت كرد به گور او.صحابه بشتافتند و گور او باز كردند و آن زر برگرفتند.آنگه رسول-عليه السّلام-جامه در سر كشيد و بشتاب برفت تا از آن وادى در گذشت.
اهل علم گفتند:صالح را-عليه السّلام-به مكّه وفات آمد،و او را پنجاه و هشت سال بود،و او انتقال كرد [١٦]پس [١٧]هلاك قومش از شام با مكّه و
[١] .مج،وز،لت:اصحابان.
[٢] .مج،وز،مل،آج،لب،آف:مشويد.
[٣] .مج،وز،مل،آج،لب،آف:مخوريد.
[٤] .مج،وز،مل:نگريد،آج،لب،آف:بگرييد.
[٥] .مج،وز،لت:نبادا.
[٦] .مج،وز،مل،آج،لب،آف:مخواهيد،آن:بخواهى.
[٧] .آج،لب+آن.
[٨] .مج،وز،مل،لت ايشان را.
[٩] .مج،وز،مل:بود عال.
[١٠] .مج،وز،مل،لت+او.
[١١] .مج،وز،مل،لت:هم آن صيحت.
[١٢] .اساس:ندارد،با توجه به مج،وز افزوده شد،آج،لب:گور او.
[١٣] .مج،وز:بفگندند،مل:پيكندند،آج،لب:بكندند،بم،آف،آن:بنكندند.
[١٤] .مج:كفن كردند.
[١٥] .مج،وز:و رسول.
[١٦] .مج،وز:انتقام كرد.
[١٧] .مل+از.