روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٣٣ - ترجمه
و در كلام محذوفى هست،و التّقدير:فارسل فرعون فى المدائن حاشرين يحشرون السّحرة فحشروهم فجاء السّحرة فرعون،و لكن بيفگند لدلالة الكلام عليه.گفتند [١]:ما را مزدى و پاداشتى [٢]خواهى دادن اگر چنان باشد كه ما موسى را غلبه كنيم؟و اين قول سدّى و ابو العبّاس است،يقال:جئته و جئت اليه.و جئته به معنى قصدته باشد،و جئت اليه أى جعلته غاية لقصدي.و براى آن«فا»در «قالوا»نياورد كه كلام در تقدير نهاده است كه:لمّا جاءوا عليه قالوا.
و«اجر»مزد و ثواب باشد به خير.و«جزا»پاداشت بود به خير و شرّ.و اسم«انّ»چون متأخّر شود از خبر«لام»در[او] [٣]آرند،و اگر بازپس نه افتد [٤]، «لام»در[او] [٥]نيارند.تا جمع نكرده باشند بين علامتى التّأكيد [٦]و هما انّ و اللام.
إِنْ كُنّٰا نَحْنُ الْغٰالِبِينَ ،در«نحن»دو قول است [٧].يكى آنكه:در محلّ رفع است به آنكه:تأكيد اسم«كان»است،و يكى آنكه:او را محلى نيست از اعراب،براى آنكه او فصل است.بين المبتدإ و الخبر،و غلبه ابطال مقاومت باشد به قوّت براى اين خداى را غالب [٨]خوانند.
قٰالَ نَعَمْ ،حكايت قول فرعون است كه او گفت:آرى شما را به نزديك من مزد و پاداشت به خير خواهد بود [٩]و بر سرى،از جملۀ مقرّبان و نزديكان من باشى، [١٠]و پايۀ شما به نزديك من رفيع بود و منزلت بلند.و در آيت دليل است بر آنكه فرعون بندۀ ذليل [١١]محتاج بود اگر ايشان انديشه كردندى،چه اگر خداى بودى بزعمه او را به سحره حاجت نبودى كه آنچه خواستى توانستى [١٢]كردن.و نيز در آيت دليل است بر آنكه ساحران دروغ گفتند در آن دعوى كه كردند،كه ايشان
[١] .مج:بگفتند.
[٢] .وز:پاداشى.
[٥] [٣] .اساس:ندارد،با توجه به مج،وز افزوده شد.
[٤] .مج،وز،لت:نيوفتد،مل،آج،لب:نيفتد.
[٦] .آج،لب:علامت التّأكيد.
[٧] .مج،وز،مل،لت:گفتند.
[٨] .مج،وز،مل،لت+و قاهر.
[٩] .مج،وز،مل:بودن،آج،لب:باشد.
[١٠] .مج،وز،مل،آج،لب:باشيد.
[١١] .مل+و.
[١٢] .مل،لت:بتوانستى.